تبلیغات
عمار یاسر - مطالب ابر عمار یاسر

عمار یاسر

اللهم احفظ قائدنا الامام خامنه ای

جمعه 4 مرداد 1392



:: هو العلیم



نقش عفاف در رشد جامعه
جامعه را افراد تشكیل می دهند فرهنگ تك تك افراد جامعه در آداب و رسوم و مسلك و روش هرچه باشد فرهنگ عمومی جامعه را رقم می زند. دومین پایه جامعه خانواده ها می باشند كه به آن جامعه كوچكتر نیز گفته می شود. در آموزه های دینی به این پایه ها توجه خاصی می شد و برای آنان دستورات و احكام و برنامه های گفته شده است خداوند متعال درمورد قیام و حركت به سوی خود را از فرد و گروه شروع می كنند كه فرمودند: «انما اعظكم بواحده ان تقوموالله مثنی و فرادی ثم تتفكروا- شما را به یك چیز اندرز می دهم و آن آنكه دو نفر یا یك نفر برای خدا قیام كنید، سپس بیاندیشید» خداشناسی را و تعلیم و تربیت و پاكی و عفت را در خانواده باید نهادینه كرد كه نقش پدر و مادر در این مورد بسی مهم و اثرگذار است، زیرا .....

برا دیدن ادامه مطلب در خدمتیم

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 7 بهمن 1389

     

    هو العلیم ::


     

    2-     ایجاد بی تفاوتی در جامعه:

    یکی از پیامدهای جریان شوم نفاق در جامعه دینی، ظهور طبقه جدیدی از قاعدین و بی تفاوت ها می باشد. بحران حقانیت و مشروعیت، جامعه را به تفرقه و بیراهه کشانیده و گروه دیگری را نیز به کناره گیری و بی تفاوتی سوق می دهد.

    در خصوص این رهاورد جریان نفاق، حضرت امیر(علیه السلام) می فرمایند: " منافق گمراه کننده، خطا کار و مشوق خطاکاری است".(23)

    ظهور جریان قاعدین و بی تفاوت ها در واقع نوعی ریزش در جامعه دینی و تداوم بحران حقانیت و مشروعیت است."ابوموسی اشعری" یکی از مصادیق تاریخی و بارز جریان قاعدین می باشد . او که تحت تأثیر القائات عایشه و وجاهت وی قرار گرفته بود، هنگامی که امام حسن (علیه السلام) به همراه "عمار" به کوفه آمدند تا برای مقابله با فتنه ناکثین مردم را بسیج نمایند، با سوء استفاده از صحابی بودن و عنصر وجاهت خطاب به مردم گفت:"صحابه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از غیر صحابه به رسول او نزدیکترند.شما بر گردن من حقی دارید که باید آن را ادا کنم.این فتنه، یک فتنه کور است و لذا در این فتنه انسان خواب بهتر از بیدار و نشسته بهتر از ایستاده و ایستاده بهتر از رونده و رونده بهتر از تلاش کننده و تلاش کننده بهتر از سواره است.پس شمشیرهای خود را غلاف کنید تا فتنه روشن گردد".(24)

    در آن زمان "سعد ابن مالک"و "عبدالله ابن عمر" نیز از جمله کسانی بودند که بی تفاوتی و کناره گیری را بر مقابله با جریان نفاق ترجیح دادند."حارث ابن حوط" نیز که اسیر بحران حقانیت شده بود، از امام علی (علیه السلام) در خواست کرد که مانند "سعید ابن مالک" و "عبدالله ابن عمر"، قعود را بر قیام ترجیح دهد.

    حضرت پاسخی به او دادند که مشخص می کند که قاعدین و بی تفاوتی ها نمی توانند الگوی خوبی در دوران تأویل برای مقابله با نفاق باشند و مؤمنان حقیقی و راستین نباید فریب سخنان ظاهرالصلاح تجدید نظر طلبان را خورده و در دام فتنه های نفاق بیفتند .

    حضرت امیر (علیه السلام) در پاسخ "حارث ابن حوط" می فرمایند:"عبدالله و سعید حق را تنها گذاشتند و باطل را یاری نکردند. اینان چگونه می توانند امام و پیشوای خیر باشند تا پیروز شوند".(25)

     

     

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 8 مهر 1389



    :: هو العلیم



    موارد و مصادیقی كه انسان مورد ابتلا و آزمون الهی قرار می گیرد چگونه است و آیا می توان تمامی حالات مختلف و فراز و فرودهای زندگی را در زمره آزمون های الهی قرار داد؟



    پاسخ:
    به طور كلی حقیقت امتحان، انجام كاری است تا در پرتو آن نهاد و نهان انسان آشكار شود. آزمون های الهی برای پیشبرد امور و تكامل امتحان شوندگان، آشكار شدن درون و نیز ظهور شایستگی های آنان برای دیگران است. بنابراین با توجه چنین رویكردی، انسان مومن در این دنیا، همواره در حال آزمون است، زیرا امتحان خداوند، مشروط به زمان و حالتی خاص نیست. فتح و هزیمت، فرج و شدت، ضراء و سراء، بیماری و تندرستی و... همه برای مومن بستر آزمون است. در جهان طبیعت همه چیز، حتی آثار و نتایج دنیایی اعمال انسان كه در این جهان به او می رسد، می تواند بستر آزمون الهی باشد، نه به عنوان پاداش محض، زیرا دار جزای صرف فقط قیامت است؛ پس چنین نیست كه خدای سبحان همواره برای آزمودن انسان، او را در كوره ناملایمات امتحان نماید، بلكه گاه برای این منظور او را در بستر پرنیان و خوشی ها می نوازد و می پروراند و مورد آزمون الهی خود قرار می دهد. امتحان به سراء و خوشی از امتحان به ضراء و ناخوشی، دشوارتر است؛ زیرا آنكه گرفتار فقر و بیماری و مانند آن است غالبا به سبب آگاهی از ابتلای خود، ذاكر و صابر است. اما كسی كه در گشایش و آسایش است چون غالبا نمی داند كه به دارایی و سلامتی و مانند آن مبتلاست روزگار را به غفلت می گذراند و در حال سرمستی و سرخوشی، سركشی می كند.

    خدای سبحان هر یك از خیر و شر را وسیله آزمون انسان اعلام كرده است:
    «ونبلوكم بالشر و الخیر فتنه » (انبیاء-53) شاهد بر اینكه مراد از «شر» در این آیه شریفه بیماری و مانند آن است. و گفته اند علی(ع) به هنگام بیماری، در پاسخ عیادت كنندگانی كه حال آن حضرت را جویا شدند فرمود: «اصبحت بشر» و آنگاه كه آن گروه را از این سخن شگفت زده دید، در پاسخ برای رفع تعجب آنان به آیه شریفه مذكور استشهاد فرمود. بنابراین بیماری و مانند آن، شر نسبی و سلامتی و مانند آن، خیر نسبی است و هر دو جهت می تواند محور آزمون الهی قرار گیرد.
    خدای سبحان در آیه 168 سوره اعراف شبیه بیان مزبور را فرموده اند: ما آنان را به حسنات و رفاه، و سیئات و رنج آزمودیم. گاه آنان را نعمت دادیم، شاید شكرگزاری كنند و گاه نعمت را از آنان ستاندیم، شاید از صابران باشند «وبلونا هم بالحسنات و السیئات لعلهم یرجعون». این دو امتحان، در آیات دیگر این گونه بیان شده است كه بهره مندی و رفاه، نشان تكریم و گرامی داشت نبوده، تنگی معیشت و ناداری نیز دلیل بر تحقیر كسی نیست، بلكه آزمون الهی است تا در سایه آن صابران از ناشكیبایان و نیز شاكران از ناسپاسان بازشناخته شوند. بنابراین اولیای الهی نه فقدان و فقر و نداری آنان را اندوهگین می كند و نه ثروت و دارایی آنان را فرحناك می سازد زیرا هر دو عرصه و شرایط را بستر آزمون الهی می دانند. «لكیلا تاسوا علی مافاتكم ولا تفرحوا بما اتاكم» (حدید-32). اما جاهلان، انعام و اطعام ظاهری خداوند را اكرام و سربلندی و عدم آن را تحقیر و اهانت می پندارند. «فاما الانسان اذا ما ابتلیه ر به فاكرمه و نعمه فیقول ربی اكرمن، و اما اذا ما ابتلیه فقدر علیه رزقه فیقول ربی اهانن. كلا» (فجر-51تا 71) در حالی كه طبع روزگار كه تحت تدبیر حكیمانه خداوند است هیچگاه بر یك چهره نبوده، این گونه امور بر اثر تغییر و تحول ایام، تبادل می یابد «و تلك الایام نداولها بین الناس» (آل عمران-140)

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 18 شهریور 1389



    :: هو العلیم




    "نفاق جدید" و یا به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، منلفقین دسته دوم، معاندین دوران تأویل می باشند که جبهه ای درون دینی را علیه جامعه و نظام دینی بازگشایی می نمایند. قرآن علت شکل گیری این پدیده شوم و بسیار خطرناک را عدم استقامت و پایداری می داند. خداوند در قرآن مؤمنان را یک دست ندانسته و بدون توجه به ظواهر، آنان را در دو گروه طبقه بندی کرده است ":مؤمنین راستین" و "مؤمنین دروغین". آنگاه تفاوت میان مؤمنین راستین و دروغین را در عنصر "پایداری ایمان" دانسته و از کسانی که در ایمان خود راست قامت نبوده و تغییر ماهیت داده اند به عنوان اهل نفاق یاد کرده است.

    "من المؤمنین رجال صدوقوا ما عاهدو الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلأ لیجزی الله الصادقین بصدقهم و یعذب المنافقین ان شاء او یتوب علیهم ان الله کان غفورا،رحیمأ: برخی از آن مؤمنان، بزرگ مردانی هستند که به عهد و پیمانی که با خدا بستند کاملأ وفا کردند. پس برخی برآن عهد ایستادگی کردند (تا در راه خدا شهید شدند) و برخی مقاومت کرده و هیچ عهد خود را تغییر ندادند. تا آنکه خدا آن مردان راستگوی باوفا از صدق و ایمانشان، پاداش نیکو بخشد و منافقان را به عدل عذاب کند. اگر بخواهد یا به لطف، توبه شان بپذیرد که خدا بر خلق بسیار آمرزنده و مهربان است.(12)

    بنابراین قرآن کسانی که بر پیمان خود با خدایشان باقی مانده باشند را مؤمنین راستین دانسته و اینان را بر دو دسته تقسیم می کند: "شهیدان سرافراز" و "بازماندگان پایدار و تغییر ناپذیر". از سوی دیگر کسانی که از صداقت در پیمان بی بهره باشند، در گروه مافقان جای داده و از ایمان حقیقی بی بهره می داند. از این رو مؤمن حقیقی کسی است که پابت قدم بماند و دردوران تأویل نیز ایمان خویش را از دست ندهد.

    در این ارتباط امام علی (علیه السلام) که به واقع قهرمان مبارزه با منافقین جدید دوران پر فتنه تأویل است، در این باره می فرمایند: "به خدا سوگند من هم کسی هستم که در انتظار (شهادت) به سر می برم و من هرگز در روش خود تغییر نداده و بر سر پیمانم ایستاده ام".(13)


    12 - سوره مباركه احزاب آیات 23 و 24
    13 - ر . ك به تفسیر مجمع البیان ذیل آیات 23 و 24 سوره احزاب



  • نظرات() 
  • شنبه 13 شهریور 1389



    :: هو المنتقم



    پس از آنكه تعدادی از راهپیمایان و نمازگزاران جمعه شیراز  در اعتراض به علی‌محمد دستغیب كه طی شب‌های گذشته در جلسه درس اخلاق خود اهانت‌هایی به مقامات عالی نظام كرده و اظهاراتش مورد استقبال و پوشش زنده رادیو فردا قرار گرفته بود، راهی مسجد محل اقامه نماز او شدند، تا اعتراض خود را بیان كنند.

    راهپیمایان پس از آنكه در مقابل مسجد قبا (آتشی‌ها)ی شیراز تجمع و اظهارات اخیر علی‌محمد دستغیب را محكوم كردند، ناگهان با حمله از پیش طراحی شده طرفداران وی مواجه شدند.

    طرفداران دستغیب كه بر پشت بام مسجد مستقر شده بودند، بر سر مردم سنگ، آجر و کپسول آتش نشانی انداختند و همزمان عده ای اوباش نیز با چوب و چماق به ضرب و شتم معترضان پرداختند كه در جریان این هجوم، بیش از 10 نفر راهی بیمارستان شدند.

    دی ماه سال گذشته جمعی از مردم شیراز در اعتراض به همراهی آشكار علی‌محمد دستغیب با جریان فتنه مسجد قبا را پلمب كردند. یكی از دلایل پلمب، نگهداری آلات ضرب و شتم و درگیری در مسجد عنوان شده بود. مسجد قبا دو هفته بعد فك پلمب شد.

    عدم برخورد جدی مسئولان امنیتی و انتظامی شیراز با اظهارات تند و تحركات جدید علی‌محمد دستغیب و شاگردانش به‌عنوان یكی از دلایل رخداد امروز شیراز مطرح است.

    دوستان در ادامه میتوانید لینك صفحاتی كه دوستان با جمع آوری عكس های از حمله شاگردان و مریدان مرجع خود خوانده شیراز علی محمد دستغیب رو كه با وحشی گری تمام به مردم عزادار و روزه دار انجام شده رو ببینید و انعكاس بدهید تا همگان از این غفلتی كه با سخنرانی های شیرین و خوش رنگ و لعاب این مرجع خود خوانده آنها را فرا گرفته بیدار شوند .

    گزارش تصویری تهاجم مریدان علی محمد دستغیب به معترضین فتنه

    اثبات سازماندهی چماقداران برای حمله با انتشار متن كامل سخنان دستغیب

    انشاء الله

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 11 شهریور 1389

     

     

    :: هو العلیم

     


     

    با عرض سلام و تسلیت به مناسبت فرا رسیدن شهادت مولای متقیان امیر مومنان امام علی ع خدمت تمامی دوستان خوبم .

    امیدوارم از این شبهای پر فیض و بركت قدر كمال استفاده رو ببری و نزاری بدون بخشیده شدن گناها شب به صبح برسه و همه دوستان و اطرافیان و خلاصه خسیس بازی در نیاری ....همه مسلمونها رو .... از دعای خودت محروم نكنی و برا سلامتی و تعجیل در امر فرج مولامون امام زمان عج هم كم نزاری و تا میتونی دعا كنی .

     

    شهادت مولای عدل و عدالت و شجاعت و ... خلاصه هر صفت خوب و بی نظیری كه فكرش رو می كنی سخت بوده و هست برا اسلام و شیعیان .... اما شد ... حالا از اون سخت تر موندن تو انتظاری هست كه شیطون با همه توانش میخواد تو رو از این انتظار خسته كنه و به راهی به غیر از اون راهی كه منتهی به انتظار اصلی و منتظر واقعی بودن هست بكشه ...

    خلاصه عجب جهاد و جنگ و جبهه سخت و مشكلی است این جهاد اكبر ....

    حالا یه درد سخت و طاقت فرسا هست كه از اینها خیلی بیشتر آدم رو عذاب میده ...

    میدونی اون رو ما آدما و شیعیان مولا و مسلمونا و روزه دارا مرتكب میشیم !!!!! اون هم خون به دل امام زمان عج كردنه ؟؟ میگی چطور ؟

    حتما تو خیابون و بیابون و كوچه و پس كوچه و شهر و روستا و آبادی و خرابه و شب و روز و وقت و بی وقت و... دیدین روزه داری ما آدمایی كه انتظار فرج مولا رو داریم ؟؟

    یه نفر از جنس مونث میاد تو ایستگاه اتوبوس و یا كنار خیابون و ... این بنده خدا از نظر وضعیت ظاهری یه خورده با همه راحته و اصلا نمیدونه و یا شاید نمی خواد بدونه كه اسلام برا روابط بین زن و مرد ‘ دختر و پسر ‘ محرم و نا محرم و... یه محدودیت هایی داره و یا بهتر بگم یه قوانینی داره كه البته برا محافظت از اشخاص در برابر زیاده خواهی های اشخاص مریض دله !! خلاصه ایشون میاد با هزار عشوه و ناز تو این ماه رمضون و جلوی چشم روزه دارا ( البته مراقبت از خود برا همه اوقات هست ) شروع میكنه به شكستن این حریم ها ...

    ما هم كه روزه داریم قناعت میكنیم به یه چند تایی استغفار ...

    حالا سختیش اینجا هست كه ما چه راحت میگزریم از پیش این مسایل ولی امام زمان عج چه جوری میگزره از این مسایل ؟؟؟

    ایشون میاد و به جای ما شروع میكنه به گریه و استغفار از درگاه خدا برا این گناه هایی كه ما مرتكب میشیم ؟؟ آخه این انصافه ؟؟گناه از ما استغفار از امام زمان عج ؟؟

     

     

    دوستان یه كاری بكنیم امام زمان عج افتخار بكنه به شیعیانی مثل ما نه اینكه ...

    یا حق

    التماس دعای عاجل

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 11 شهریور 1389



    :: هو العلیم



    بهترین خصلت
    انسان های با شرافت و با دیانت همیشه در افق های بلند زندگی می كنند هم شجاعت و هم شهامت و كارهای عقلانی انجام داده و از كارهای پست دامن شان را دور نگاه می دارند و به بهترین خصلت ها آراسته می شوند مرد عمل صالح امیر موحدان در این مورد فرمودند: «علیك بالعفاف فانه افضل شیم الاشراف- بر تو باد عفاف و پاكدامنی كه همانا از بهترین و برترین خصلت انسان های شریف است.» نیز فرمودند: «العفاف افضل شیمه- عفاف بهترین فضیلت است.» كه مقام معظم رهبری در این مورد فرمودند: «نباید بگذارند عفت- كه بهترین عنصر برای شخصیت زن است مورد بی اعتنایی قرار گیرد» امام چهارم(ع) عفت را ستوده و فرمودند: «ای الاجتهاد افضل من عفه بطن و فرج- كدام سعی و تلاش برتر از پاكی شكم و شرمگاه انسان است.»

    بهترین عبادت
    عفاف به خاطر قداست و معنوی بودنش انسان را به خدا نزدیك می كند و هر انسانی و زنی كه عفاف داشته باشد و به خدا نزدیك باشد ارزشش زیاد می شود كه فرزند عزیز زهرای اطهر مقام معظم رهبری فرمودند: «ارزش حضرت فاطمه زهرا(س) به عبودیت و بندگی خداست.»
    امام عابدان علی(ع) عفاف را از برترین عبادت ها دانسته و فرمودند: «افضل العباده العفاف- برترین عبادت عفاف است» و شكافنده علم و دانش باقرالعلوم(ع) در این مورد فرمودند: «ما عبدالله بشیئ افضل من عفه بطن و فرج- خداوند عبادت نشده است به چیز برتر از عفت شكم و شرمگاه»  پیامبر اكرم (ص) انسان عفیف را عابد نامیده و فرمودند:«من عف عن محارم الله كان عابداً- هركس از محرمات خدا دوری نماید عابد است.» 

    رأس همه خوبیها
    برخی از كارها به اندازه ای مهم است كه ریشه و اول و منشأ سایر كارهای بد یا خوب می باشد مانند حب دنیا كه رأس همه بدیهاست و یا دروغ كه رأس همه خطاها و انحرافات است درخوبی نیز این برنامه وجود دارد همانند: تقوی، راستی و... رأس خوبیهاست یكی از اینها عفاف است كه درآموزه های دینی رأس هر كار خیر قرار گرفته كه صدیق اكبر علی (ع) دراین راستا فرمودند:«العفه رأس كل خیر- عفت رأس همه كارهای خوب است»  این مسأله به اندازه ای اهمیت دارد كه هرگاه باری تعالی خواست به كسی خیر دهد او را عفیف می كند.
    امام علی (ع) دراین مورد فرمودند:«اذا آرادالله بعبد خیرا عف بطنه و فرجه عن الحرام - هنگامی كه خداوند متعال خواست به بنده ای خیر رساند شكم و شرمگاه او را از حرام پاك نگاه می دارد.»  كه درتاریخ برای انسانهای عفیف نمره های خوبی ثبت شده است. از آنان می توان حضرت یوسف و ابن سیرین را نام برد كه از مصداقهای بارز این مساله هستند كه عفیف ترین شخصیت جهان بشریت سیدالانبیاء- محمد مصطفی (ص) عفت را یكی از برترین و زیباترین زینت انسانها دانسته و فرمودند:«ما زان الله العباد بزینه افضل من زهاده فی الدنیا و عفاف فی بطنه و فرجه - خداوند زینت نداده بنده ای را به زینتی برتر از تقوی در دنیا و از عفاف درشكم و شرمگاه» 

    عفت در زنان
    عفاف در همه اوصاف گفتاری و كرداری و به همه مردان و زنان جامعه ضروری است و نقش مهمی در فرهنگ جامعه دارد. اگر یك قشر و یا یك جنس از جامعه آن را رعایت و دیگری رعایت نكند تعادل جامعه به هم می خورد و آنطوری كه باید جامعه مطلوب باشد نخواهد بود. اما در این مساله عفاف زن بیشتر سفارش شده است زیرا با سلامتی و متانت بیشتر مناسب می باشد.
    رهبر انقلاب دراین راستا فرموده اند: عفت زن مایه احترام به شخصیت اوست. این مساله حجاب و محرم و نامحرم و نگاه كردن و نگاه نكردن، همه به خاطر این است كه قضیه عفاف دراین بین سالم نگاه داشته شود. اسلام به مساله عفاف زن اهمیت می دهد. البته عفاف مرد هم مهم است عفاف مخصوص زنان نیست مردان هم باید عفیف باشند. منتهی چون درجامعه مرد به خاطر قدرت جسمانی و برتری جسمانی می تواند به زن ظلم كند و برخلاف تمایل زن رفتار نماید روی عفت زن بیشتر تكیه و احتیاط شده است. 
    نبی مكرم اسلام دراین راستا فرمودند: «العفاف زینه النساء-عفاف زینت زن است.» یكی از دانشمندان بنام «ژرژهربرت» در مورد تفاهم زن و مرد درخانواده گوید:«برای شوهر دانش لازم است و برای زن نجابت.» 
    زن كه پشتوانه خوبی برای منزل و شوهر و جامعه است زنی است كه با نجابت و نیك سیرت باشد كه دراین راستا یكی از دانشمندان «دوتركوپل» می گوید: مرد در زندگی خود تكیه گاه و پشتیبانی بهتر از زوجه نیك سیرت و با اخلاق نمی تواند به دست آورد. در تمام گفتارها و كردارها باید بانوان از اسوه عفاف و عصمت دختر گرامی پیامبر اسلام و كوثر قرآن حضرت فاطمه زهرا (س) الگوگیری كنند كه سرور همه بانوان دوجهان است كه امام راحل (ره) دراین راستا فرمودند: اگر شما زنها هم و زنهای ما همه، كشور ما همه پذیرفتند كه امروز روز زن است؛ یعنی روز تولد حضرت زهرا كه آن كمال و آن وضعیت را دارد، پذیرفتید كه روز زن است بر عهده شما مسائل بزرگی ]خواهد آمد[؛ از قبیل مجاهدت كه حضرت مجاهده داشته است، حضرت به اندازه خودش كه دراین ظرف كوتاه مجاهده داشته است، مخاطبه داشته است با حكومت های وقت، محاكمه می كرده است حكومت های وقت را، شما باید اقتدا به او كنید تا پذیرفته باشید كه این روز، روز زن است؛ یعنی روز تولد این حضرت روز زن است.
    زهد و تقوا و همه چیزهایی كه داشته است و عفافی كه او داشته است و همه چیز، شما باید اگر پذیرا شدید، آنها را تبعیت كنید و اگر تبعیت نكردید، بدانید كه شما داخل در روز زن نیستید، هركس نپذیرفت، این در روز زن وارد نشده است و در این شرافت وارده نشده است .

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 11 شهریور 1389



    :: هو العلیم



    منافقین دوران تأویل:

    دوران تأویل دوره ی اجرای دستورات و احکام دین و مبارزه با کسانی است که قصد تحریف دین و به انحراف کشانیدن جامعه دینی را دارند.در این دوره صف بندی و رویارویی بر سر تأویل قرآن آغاز می گردد.در این راستا و هنگامیکه آیه ی شریفه 9 سوره ی حجرات نازل شد (وان طائفتان من المؤمنین اقتتلو فاصلحوا بینهما فان بغت احدهما علی الاخری فقاتلوا التی تبغی حتی تفیءَ الی امر الله: و اگر دو طایفه از اهل ایمان با هم به قتال و دشمنی برخیزند،البته شما مؤمنان بین آنها صلح برقرار دارید و اگر یک قوم بر دیگری ظلم کرد، با آن طایفه ظالم قتال کنید تا به فرمان خدا باز آید(7))، پیامبر عظیم الشان اسلام (صلی الله علیه و آله) با نگاهی به آینده و پیش بینی برگرفته از قرآن، از تغییر الگوی نبرد و صف بندی جدیدی در جامعه دینی خبر دادند. حضرت در این هشدار فرمودند:"کسی در میان شما هست که برای تأویل قرآن نبرد خواهد کرد، همنگونه که من برای تنزیل آن نبرد کردم". برخی از مسلمانان پرسیدند ":آیا ما هستیم؟".حضرت جواب منفی دادند و از امام علی (علیه السلام)  به عنوان قهرمان مبارزه در عصر تأویل یاد کردند.(8)

    حضرت امیر (علیه السلام) درباره جریان نفاق جدید یا به عبارت دیگر نفاق دوران تأویل فرمودند:" آنان به وحدانیت خدا شهادت می دهند.همین باعث می شود تا کشتن آنان بر مردم گران آید و به ولی خدا طعنه زده و بر او خشم گیرند".(9)

    همچنین حدیث دیگری از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نشان می دهد که دوره ی تأویل،دورانی طولانی خواهد بود که پس از رحلت آن حضرت آغاز می شود و تا ظهور ادامه می یابد. رسول  مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) در این باره می فرمایند:"مهدی (عج االه تعالی فرجه الشریف) برای تأویل قرآن پیکار می کند،همانگونه که من برای تنزیل آن پیکار کردم"(10)

    رهبر معظم انقلاب اسلامی از منافقین دوران تأویل با عنوان "نفاق جدید" یاد می کنند و در دسته بندی های نفاق،آنان را جزء دسته دوم منافقین بر می شمارند.ایشان در خصوص "نفاق جدید" می فرمایند:"دسته دوم کسانی که جزء مؤمنین بودند، اول کار هم هیچ نشانه ای از نفاق در اینها نبود.ولی به مرور،دچار عوارضی شدند،این عوارض،کار دستشان داد و آنها را از پای درآورد. دسته دوم کسانی بودند که دشمنی نداشتند با اسلام و پیامبر (صلی الله علیه و آله) و حرکت اسلامی، دوست هم بودند... کار اینها خلف وعده ای بود که با خدا کردند.دروغی که با عملشان به خود گفتند.خلاف کاری، گناه، عدم اعتنا به تربیت خود، گاهی کار را به جایی می رساند که جزای کار آنها بدترین می شود. بدترین چیست؟ تکذیب آیات خدا، عدو دقت و مواظبت از خود، از حرف خود، از رفتار خود، از فکر خود و از خود مراقبت معنوی نکردن، کارش به نفاق می رسد".(11)

    بنابراین در دوران تأویل، طبقه ی جدیدی از نفاق در جامعه ظاهر می گردد که با شکل نفاق در دوران تنزیل متفاوت است و از آن به عنوان "نفاق جدید" یاد می شود. مهمترین وجه تمایز نفاق دوران تنزیل با نفاق دوران تأویل، موضوع "وجاهت" است که منافقین جدید از آن برخوردارند.


    7 - سوره مباركه حجرات آیه 9
    8 - ر . ك به كنز العمال ج 11 ص 613 حدیث 32969
    9 - همان
    10 - بحار الانوار ج 36 ص 309
    11 - سخرانی مقام معظم رهبری در لشكر 10 سید الشهدا ع سال 77

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 4 شهریور 1389



    :: هو العلیم



    جایگاه عفاف و پاكدامنی

    در آموزه های دینی عفاف یكی از ارزش و فضیلت های مطلوب و زیربنای قرار گرفته و ستوده شده است زیرا عفاف یك مسئله فطری است.
    فطرت همه انسان ها پاك است مگر اینكه بعدا آلوده شود كه رسول خدا(ص) در این راستا فرمودند:
    هیچ نوزادی نیست جز آن كه بر فطرت پاك توحید به وجود می آید، این پدر و مادرانند كه او را منحرف و آلوده نموده یهودی و نصرانی و مجوسی بار می آورند.»
    فطرت انسان ها همیشه آنان را زیبا، پاك، نورانی و با معنویت پیش می برد. عفاف در لغت خویشتن داری از كشش های نفسانی است، عفاف به بزرگی بشریت است. به عبارت دیگر عفاف یك مكتب خاص نیست بلكه یك فضیلت انسانی است- كه در درون انسان ها قرار گرفته و در رفتار و كردارها آشكار می شود، عفاف به بلندای عزت و اقتدار انسان هاست، عفاف یك برنامه عقلی است، عفاف مدیریت عقل بر نفس و حاكمیت عقل بر او در چارچوب های پذیرفته شده فطری است. فرهیخته گان فرهنگ و ادب و صاحبان لغت این چنین بیان نموده اند: راغب اصفهانی در مورد واژه عفاف می گوید:
    هرگاه نفس انسانی به درجه ای برسد كه شهوات نفسانی و تمایلات حیوانی و غیرشایسته بر او چیره نشود چنین نفس را عفاف گویند و صاحب آن را اهل عفت می نامند. پس عفت درونی همیشه خود را به صورت شرم و حیاء منطقی و مثبت در بیرون نشان می دهد. نیز عفیف یعنی: پاكدامنی، پارسایی، نجیب، رفتار عاری (از هرزگی، عاری از دریدگی) پاكیزگی نیز عف: كف و امتنع عما لا یحل اولا یجمل فهو عفیف

    از طرف دیگر عفاف یك مسئله اخلاقی است ملااحمد نراقی در جلد دوم، صفحه 17 كتاب جامع السعادات آن را چنین بیان می كند: عفت فضیلتی است كه انسان مؤمن باید آن را به دست آورد و آن را در وجود خود ایجاد و تقویت كند زیرا فطرت و عقل سالم او را می طلبد و خود را با آن مزین می كند و می خواهد جان و وجود انسان را در فرمان او قرار دهد و غرائز دیگر را با او مهار و مدیریت صحیح نماید.
    شهید علامه مرتضی مطهری(ره) عفاف را ضامن امنیت انسان ها دانسته و چنین می گوید: «وقتی زن پوشیده و سنگین از خانه بیرون رود و جانب عفاف و پاكدامنی را رعایت كند افراد فاسد و مزاحم جرأت نمی كنند متعرض او شوند.» كه خداوند باری تعالی در قرآن می فرمایند: «و ان یستعففن خیر لهن والله علیم حكیم.» كه استاد شهید می گوید: از این آیه می توان یك قانون كلی را استنباط نمود و آن این است كه از نظر اسلام هر قدر زن جانب عفاف و ستر را مراعات كند پسندیده تر است و رخصت های تسهیلی و ارفاقی كه به حكم ضرورت درباره وجه و كفین و غیره داده شده است. این اصل كلی اخلاقی را نباید از یاد برد.» در نتیجه می توان گفت این خصلت انسانی یكی از دلایل اصلی پوشش انسان هاست. لازم به ذكر است برای نهادینه كردن عفاف باید همه دستگاه های اداری، اجتماعی، فرهنگی، خانواده، متولیان، مربیان، معلمان، مبلغان و صاحبان جراید سمعی و بصری و صاحبان قلم و تریبون مشاركت داشته و به طور جدی به صورت مستمر و هدفمند توجه جدی داشته باشند و در دو عرصه سنتی و مدرن فرهنگ عفاف را نهادینه كنند و عمق بخشند.
    مقام معظم رهبری در این مورد می فرمایند: اسلام به مسئله عفاف زن اهمیت می دهد. البته عفاف مرد هم مهم است» معظم له دلیل بی بندوباری های زن در جامعه غرب را نبودن همین عفاف دانسته و فرمودند: در غرب به خاطر این كه مسئله عفت زنان، مورد اهتمام قرار نگرفت، كار به این بی بندوباری ها كشید. نباید بگذارند عفت زن- كه مهمترین عنصر برای شخصیت زن است- مورد بی اعتنایی قرار بگیرد.» داشتن عفاف انسان ها را از كارهای پست و بد و ناهنجاری جامعه حفظ می كند كه امیر سخن و مجسمه خوبی ها علی(ع) فرمودند: «العفاف یصون النفس و ینزهها عن الدنایا.- عفاف بازدارنده نفس ها و پاك كننده از پلیدی ها و پستی هاست.»

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 4 شهریور 1389



    :: هو العلیم



    دسته بندی منافقین:

    به طور کلی تاریخ اسلام دو دوره "تنزیل" و "تأویل" را شامل می گردد که جریان نفاق در هر دو برهه،به عنوان یک صف بندب درونی،در جامعه دینی فعال بوده و می باشد.

    دوران تنزیل،دوره ی نزول قرآن و زمان مبارزه با دشمنانی است که می خواهند از پیدایش دین ممانعت بعمل آورند.در این دوره جامعه دینی با دو دسته از منافقین مواجه گردید:یک دسته "منافقین پنهان" و دسته ی دیگر "منافقین محارب".

    حضرات آیت الله العظمی خامنه ای در دسته بندی منافقین،آنان را به سه دسته کلی  تقسیم می نمایند و در توضیحاتی پیرامون "دسته اول منافقین" می فرمایند:دسته اول منافقین،ابتدای ورود پیامبر (صلی الله علیه و آله) به مدینه هستند.کسانی بودند که یا اسلام نیاوردند و یا بعضی ایمانی از روی احساسات به اسلام آوردند.ولی اعتقاد به اسلام و پیامبر (صلی الله علیه و آله) در دل آنان عمقی نداشت و با یک تکان،ایمان ضایع شد.اینها کسانی بودند که در قرآن از آنان با "فی قلوبهم مرض..." در اول سوره بقره صحبت می شود.اول کار،همه نوعی ایمان آوردند (مگر تعدادی).لکن همه ایمان قوی نداشتند.توده ی مردم،انسان هایی سالم و بی غل و غش،ایمان مثل نوری در دلشان افتاد و رشد کرد،مستحکم شد.ولی در قلوب مریض،افراد خودخواه،لاابالی و انسانهایی که به فکر هیچ چیز نبودند،بذر ایمان در دل اینها پا نگرفت،ایمان آنها ضعیف بود،عمق پیدا نکرد،ارتباط عمیق با یهود هم نگذاشت ایمان آنها مستحکم شود.در باطن ایمان را از دست دادند و یا از اول نداشتند،ولی جرأت نمی کردند اظهار کنند.فضای مدینه،ایمان پرنور جوانان،آیات قرآن،وحی،مسائل پر هیجان،فضای مدینه را قبضه کرده بود.کسی جرأت اظهار بی ایمانی نداشت".(5)

    این دسته از منافقین در مدینه در واقع نقش ستون پنجم را برای یهود،کفار و قریش ایفا می کردند.آنان با ارتباط عمیق با یهود،ضمن احداث مسجد ضرار (آسیب زننده)،از طریق یک توطئه مشترک با سرکردگان یهود از جمله "ابو عامر" سعی داشتند انسجام مسلمانان را از درون متلاشی نمایند که خداوند از طریق وحی،پیامبر (صلی الله علیه و آله) را از این توطئه آگاه کرد.پیامبر نیز دستور دادند که مسجد ضرار را تخریب و حتی ویرانه ی آن را نیز به آتش بکشانند.

    سرکرده منافقین دسته ی اول در مدینه،فردی به نام "عبدالله ابن ابی" بود که با جماعتی معلوم الحال،به دفعات سعی نمود به حکومت نوپای دینی ضربه بزند.یکی از این دفعات در ماجرای جنگ احد رخ داد و او نیروهای خود را که تقریبا یک سوم جمعیت سپاه اسلام بود،به بهانه ای واهی در شوط (میان مدینه و احد) به مدینه باز گرداند.این انشعاب ضرباتی را به مسلمان وارد نمود.

    در ماجرای غزوه بنی المصطلق نیز عبدالله ابن ابی و منافقین همراه او در حال طراحی توطئه ی بیرون نمودن پیامبر (صلی الله علیه و آله) از مدینه بودند که نوجوانی از انصار به نام "زید ابن ارقم" سخنان آنان را شنید و به اطلاع حضرت رساند.پیامبر (صلی الله علیه و آله) "عبدالله ابن ابی" را احضار و توطئه منافقانه ی او را به وی گوشزد نمودند.او "زید ابن ارقم" را به دروغ گویی متهم کرد و با قسم های غلاظ و شداد،منکر طرح های توطئه آمیز خود شد.خداوند سوره "منافقون" را در رابطه با این دسته از منافقین نازل فرمود.

    "منافقین محارب"، دسته ی دیگری از جریان نفاق در دوران تنزل می باشند که علیه پیامبر (صلی الله علیه و آله) و حکومت دینی اعلام جنگ مسلحانه نمودند.رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیان دسته بندی جریان نفاق،منافقین حربی را منافقین دسته سوم می نامند و در خصوص آنان می فرمایند:"دسته سوم،منافقینی هستند که در مدینه ایمان آوردند،دچار لغزش های مؤمنانه شدند،خود را حفظ نکردند،رفتند و در یمامه با پیامبر (صلی الله علیه و آله) اعلام جنگ کردند و شدند منافقین محارب".(6)


    5 و 6 - سخنرانی مقام معظم رهبری در لشكر 10 سید الشهدا ع سال 77

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :3
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    صفحه شخصی علمدارکوچولوی آقا - گودرزی





    Powered by WebGozar


    آخرین پست ها


    نویسندگان


    نظرسنجی

    • كدوم یكی از گزینه های زیر رو برا خوشحالی امام زمان عج دوست داری انجام بدی؟؟







    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :

    اَبر برچسبها