تبلیغات
عمار یاسر - مطالب ولایت فقیه

عمار یاسر

اللهم احفظ قائدنا الامام خامنه ای

پنجشنبه 7 بهمن 1389

 

هو العلیم ::


 

2-     ایجاد بی تفاوتی در جامعه:

یکی از پیامدهای جریان شوم نفاق در جامعه دینی، ظهور طبقه جدیدی از قاعدین و بی تفاوت ها می باشد. بحران حقانیت و مشروعیت، جامعه را به تفرقه و بیراهه کشانیده و گروه دیگری را نیز به کناره گیری و بی تفاوتی سوق می دهد.

در خصوص این رهاورد جریان نفاق، حضرت امیر(علیه السلام) می فرمایند: " منافق گمراه کننده، خطا کار و مشوق خطاکاری است".(23)

ظهور جریان قاعدین و بی تفاوت ها در واقع نوعی ریزش در جامعه دینی و تداوم بحران حقانیت و مشروعیت است."ابوموسی اشعری" یکی از مصادیق تاریخی و بارز جریان قاعدین می باشد . او که تحت تأثیر القائات عایشه و وجاهت وی قرار گرفته بود، هنگامی که امام حسن (علیه السلام) به همراه "عمار" به کوفه آمدند تا برای مقابله با فتنه ناکثین مردم را بسیج نمایند، با سوء استفاده از صحابی بودن و عنصر وجاهت خطاب به مردم گفت:"صحابه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از غیر صحابه به رسول او نزدیکترند.شما بر گردن من حقی دارید که باید آن را ادا کنم.این فتنه، یک فتنه کور است و لذا در این فتنه انسان خواب بهتر از بیدار و نشسته بهتر از ایستاده و ایستاده بهتر از رونده و رونده بهتر از تلاش کننده و تلاش کننده بهتر از سواره است.پس شمشیرهای خود را غلاف کنید تا فتنه روشن گردد".(24)

در آن زمان "سعد ابن مالک"و "عبدالله ابن عمر" نیز از جمله کسانی بودند که بی تفاوتی و کناره گیری را بر مقابله با جریان نفاق ترجیح دادند."حارث ابن حوط" نیز که اسیر بحران حقانیت شده بود، از امام علی (علیه السلام) در خواست کرد که مانند "سعید ابن مالک" و "عبدالله ابن عمر"، قعود را بر قیام ترجیح دهد.

حضرت پاسخی به او دادند که مشخص می کند که قاعدین و بی تفاوتی ها نمی توانند الگوی خوبی در دوران تأویل برای مقابله با نفاق باشند و مؤمنان حقیقی و راستین نباید فریب سخنان ظاهرالصلاح تجدید نظر طلبان را خورده و در دام فتنه های نفاق بیفتند .

حضرت امیر (علیه السلام) در پاسخ "حارث ابن حوط" می فرمایند:"عبدالله و سعید حق را تنها گذاشتند و باطل را یاری نکردند. اینان چگونه می توانند امام و پیشوای خیر باشند تا پیروز شوند".(25)

 

 

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 20 آبان 1389



    :: هو العلیم



    1.        بحران حقانیت و مشروعیت

    ایجاد بحران حقانیت و مشروعیت، مهلک ترین رهاورد جریان نفاق برای جامعه دینی ایت. افرادی که تا پیش از این در صفوف مؤمنین و از هم پیمانان آنان بوده و مورد توجه و اعتماد مردم قرار گرفته اند، آنگاه که به دلیل عدم استقامت و پایداری دینی تغییر ماهیت داده و تجدید نظر طلب می شوند، جامعه را دچار حیرت و سردرگمی می نمایند. در این شرایط طبیعی است که تشخیص حق از باطل برای بخشی از جامعه دینی دشوار گردیده و بحران حقانیت به وجود می آید و "مشروعیت جریان حق" در افکار عمومی زیر سؤال می رود.

    امام علی (علیه السلام) در این باره می فرمایند: "اگر مردم می دانستند که او منافق است، دروغگوست، از او نمی پذیرفتند و گفتار دروغین او را تصدیق نمی کردند. اما با ناآگاهی می گویند او از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) است، رسول خدا را دیده و از او حدیث شنیده و از او گرفته است. پس حدیث دروغین او را قبول می کنند".(21)

    عنصر وجاهت در ایجاد بحران حقانیت و مشروعیت بسیار مؤثر می باشد. همچنانکه در صدر اسلام و  در فتنه ناکثین به آن اشاره شد و در فتنه مخملین نیز شاهد بودیم که افرادی با سوء استفاده از عنصر وجاهت و القائات دروغین، بخشی از جامعه را دچار بحران حقانیت و مشروعیت نمودند.

    بحران حقانیت و مشروعیت آنچنان برای جامعه اسلامی زیان آور است پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای جلوگیری از این بحران، در مقاطع مختلف بر ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام)  و ائمه معصومین (علیه السلام) تأکید ورزیدند. احادیث منزلت، ثقلین، سفینه و کساء و مصادیقی از این دست، تأکید در سیره نبوی برای جلوگیری از بحران مذکور می باشند.

    نکته قابل توجه اینکه امام عظیم الشان راحل نیز گویا خطر بحران حقانیت را برای نظام و جامعه دینی پیش بینی می نمودند و با تأسی از سیره ی پیامبر (صلی الله علیه و آله) با تأکید بر محوریت ولایت فقیه، بارها به صورت مصداقی در خصوص رهبر معظم انقلاب اسلامی مطالبی را اظهار داشتند. آن گوهر یکدانه حتی مدتی پس از تنظیم وصیت نامه سیاسی و الهی خود، سطوری را بر آن اضافه نمودند. از جمله آنکه "ملاک حال فعلی افراد است" (22). اضافه نمودن سطور مذکور با این هدف انجام شد که هیچ کس نتواند بعدها از عنصر وجاهت، قرابت، و ملازمت با حضرت امام (ره) سوء استفاده نموده و در جامعه بحران حقانیت و مشروعیت ایجاد کنند.


    21 : نهج البلاغه خطبه 210
    22 : وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام ره

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 13 آبان 1389



    :: هو العلیم



    2. تأكید بر روش توصیفى

    از روش‏هاى جالب توجّه قرآن تأكید بر صفات و ویژگى‏ها و عدم اصرار بر ذكر نام اشخاص است. شاید حكمت این روش توجّه دادن امت به صفات و ویژگى‏هاى خوب و بد در طول زمان است تا بر اساس اوصاف ذكر شده به شناخت اشخاص و تطبیق صفات بر آنان بپردازند و اهمّیّت و جایگاه اشخاص را با میزان صفات تجلى یافته در آنان بسنجند.

    روش بیان «توصیفى»، به قرآن شادابى و تازگى و دوام مى‏بخشد زیرا در هر قطعه‏اى از زمان زمینه تطبیق افراد و جوامع بر شاخصه‏هاى ذكر شده در قرآن فراهم مى‏شود و امكان دستیابى به داورى قرآن در مسائل نو و فتنه‏هاى فردى و اجتماعى تأمین مى‏گردد. قرآن «كلام فصل» است- «إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْل» 4- و بین حق و باطل تمییز مى‏دهد و راهنماى انسان در فتنه‏ها است چنان كه پیامبر (ص) فرمود: «هنگامى كه فتنه‏ها چون پاره‏هاى شب تاریك شما را فرا گرفت، به قرآن روى آورید» از سوى دیگر، حكومت شایستگان نیاز همیشگى جوامع دینى است و به بخشى از امت اسلامى و یا قطعه‏اى خاصّ از تاریخ، اختصاص ندارد.

    براى راهنما و فصل الخطاب شدن در گستره‏اى چنین پهناور، بیان شاخصه‏ها و شایستگى‏ها و ویژگى‏هاى صالحان و مفسدان و حق و باطل و خوب و بد بهترین راه شمرده مى‏شود. بدین سبب، قرآن جز در موارد ضرورى از بردن نام مؤمنان، منافقان، حواریون، پادشاهان، مترفان و صرف نظر كرده است تا مخاطبان قرآن به صفات و ویژگى‏ها و نه نام‏ها توجّه كنند و امكان بهره‏گیرى‏هاى نو از قرآن فراهم شود.

    بنابراین، شیعه معتقد است مسلمانان در آیات بسیارى به ائمه اطهار (ع) رهنمون شده‏اند و وظیفه دارند با تطبیق ویژگى‏هاى یاد شده در قرآن، امام خود را بشناسند و پاسخ نیازهاى دینى، اجتماعى و سیاسى خود را از درگاه آنان جویا شوند. بر اساس همین نكته مهم، امام باقر (ع) مى‏فرماید: «مَنْ لَمْ یَعْرِفْ امْرَنا مِنَ الْقُرانِ لَمْ یَتَنَكَّبِ الفِتَنْ». هر كس امر ولایت ما را از قرآن به دست نیاورد نمى‏تواند از فتنه‏ها مصون ماند.»

    در این روایت دو نكته قابل تأمل مى‏نماید:

    1. امر ولایت اهل بیت (ع) در قرآن وجود دارد و توصیفات موجود در قرآن ما را به امامان معصوم رهنمون مى‏شود. اگر به راستى از سر تحقیق و بدون هیچ گونه اعوجاج و كج فهمى سراغ آیات رویم، نشانه‏ها و صفات و ویژگى‏هایى كه براى امامان بیان شده ما را به دوازده معصوم (ع) هدایت خواهد كرد.

    پس امر ولایت امامان شیعه را مى‏توان از قرآن استخراج كرد. البته همان گونه كه پروردگار در تمام آفریده‏ها تجلى كرده است و تنها شایستگان از توان مشاهده برخوردارند، شناخت امر ولایت اهل بیت (ع) از آیات نیز به خواست و طلب و ذوق و سلامت نیازمند است.

    2. شیعیان ممكن است از راه‏هاى گوناگون به امر ولایت امامان دست یابند، امّا با توجّه به اهمّیّت و مرجعیت قرآن كسانى از فتنه‏ها و شبهه‏ها و افراط و تفریطها رهایى مى‏یابند كه معرفت به ولایت و شؤون آن را از قرآن گرفته باشند. در غیر این صورت، در فتنه‏هاى ناشى از افراط و تفریط سقوط خواهند كرد.

    به همین جهت مفسران و علماى بزرگ شیعه بخش عمده‏اى از تلاش عالمانه خود را به اثبات ولایت و شؤون آن معطوف داشته‏اند و ولایت امامان شیعه (ع) را به آیات الاهى مستند ساخته‏اند. تلاش و تألیف‏هاى آنان ذیل آیاتى چون «اولى الامر»، «ذوى القربى» «ولایت»، «اكمال دین»، و فراوان به چشم مى‏خورد. این بحث را با حدیثى از امام صادق (ع) پایان مى‏دهیم: «اگر قرآن آن‏گونه كه خدا خواسته و نازل كرده تلاوت شود و مورد تدبر قرار گیرد، هر آینه ما را با نشانه‏هاى ارائه شده‏اش خواهید یافت.» 5

    بنابراین، باید با نگاه جست‏وجوگر در آیاتى كه صفات و ویژگى‏هاى رهبران و اولیاى امور را بیان مى‏كند، نام‏هاى اهل بیت (ع) را استخراج كرد. شیعه افتخار دارد كه رهبرانش را با استناد به اصول قرآنى برگزیده است. 6 و 7 و 8


     (4) 1.» انَّ رسول اللَّه نزلت علیه الصلوة و لم یسمّ لهم ثلاثاً و لا اربعاً حتّى كان رسول اللّه هو الذَّى فسَّر لهم ذلك و نزلت علیه. الزَّكاة و لم یسمِّ لهم من كلِّ اربعین درهماً درهمٌ، حتّى كان رسول اللّه) ص (هو الَّذى فسَّر ذلك لهم و نزل الحجُّ فلم یقل لهم طوفوا اسبوعاً حتّى كان رسول اللّه) ص (هو الَّذى فسَّر ذلك لهم و نزلت» اطیعو اللَّه و اطیعوا الرَّسول و اولى الأمر منكم «و نزلت فى علىٍّ والحسن و الحسین، فقال رسول اللَّه) ص (فى علىٍّ: من كنت مولاه و قال) ع (اوصیكم بكتاب اللّه و اهل بیتى فانّى سألت اللَّه عزَّوجلَّ ان لا یفرّق بینهما حتىَّ یوردهما علىَّ الحوض فأعطانى ذلك «اصول كافى، ج 2، ص 71.

     (5) 2.» انّك رجلٌ احمقٌ اتجد الظُّهر فى كتاب الله اربعاً لایجهر فیها بالقراءة؟- ثمَّ عدَّد علیه الصَّلاة و الزَّكاة و نحو هذا ثمَّ قال:- اتجد هذا فى كتاب الله مفسَّراً انَّ كتاب اللَّه تعالى ابهم هذا و انَّ السُّنة تفسِّر هذا «التفسیر و المفسران، استاد معرفت، ج 1، ص 182.

     (6) 3. قیامت (19- 17) : 75.

     (7) 4. طارق (14) : 86.

     (8) 5. تفسیر عیاشى، ج 1، ص 13.

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 13 آبان 1389



    :: هو العلیم



    مارقین:

    در ادبیات عرب، "مارق" به تیری گفته می شود که از کمان رها گردیده است. از این رو مارقین، خروج کردگان از دین و ولایت الهی می باشند. شکل گیری این جریان نفاق، ریشه در عواملی همچون "عدم بصیرت در تشخیص حق و باطل"، "عصبیت"، "خرافه گرایی" و "عدم تبعیت از ولایت" دارد.

    مارقین جریان نفاق اسلام منهای ولایت بود که با شعار "حسبنا کتاب الله" خروج نمودند. ابن نحله از جریان نفاق، حضرت علی (علیه السلام) و معاویه را به یک چشم می نگریستند. خوارج معتقد بودند معاویه مردی متجاهر به فسق، مکار و نالایق است و حضرا امیر(علیه السلام) هم به دلیل راضی شدن به حکمیت، مرتد گشته و تا توبه نکند به اطاعت او نباید سر نهاد.

    سرکرده ی خوارج فردی به نام "عبدالله" بود که نژادی یهودی داشت. در اثر القائات و شبهه افکنی این جریان نفاق، دوازده هزار نفر به آنان پیوستند. هنگامیکه امام (علیه السلام) با سپاه خود قصد داشت به جنگ معاویه برود، ناچار گردید ابتدا فتنه خوارج را دفع کند. حضرت قبل از آغاز جنگ، به اتمام حجت با آنان پرداخت. به طوری که قریب هشت هزار نفر از جماعت آنان جدا شدند و تنها چهار هزار نفر باقی ماندند که شعار "لا حکم الا الله و لو کره المشرکون" را سر می دادند. از این تعداد نیز تنها نه نفر زنده ماندند.

    عقیده باطل این نحله از جریان نفاق در جامعه دینی باقی ماند و فرقه های مختلفی از آنها پدید آمد.


  • نظرات() 
  • پنجشنبه 6 آبان 1389



    :: هو العلیم



    باید دانست در قرآن بسیارى از مطالب بنا بر مصالحى به طور آشكار بیان نشده است. به عنوان مثال جزئیات برخى احكام به تفصیل نیامده است چه بسا به خاطر آن كه علاوه بر تلاوت قرآن ارتباط مردم با پیامبر و امامان (ع) نهادینه شود و یا نام امامان به طور آشكار در قرآن نیامده چه بسا به خاطر آن كه مخالفان انگیزه اى براى تحریف قرآن پیدا نكنند و یا ستیزه گرى خود را با اسلام و قرآن علنى نكنند. اگر چه با تصریح «نام» نیز مشكل حق ستیزان حل نمى شود چنان كه بشارت پیامبر اسلام (ص) در تورات و انجیل آمده اما بسیارى از اهل كتاب، اهل حقیقت را كتمان كردند و ایمان نیاوردند. اما آن چه مهم است اشارات موجود در قرآن و امكان تبیین حق براى حق پذیران است. آیات مربوط به حضرت مهدى (عج) در قران مجید فراوان است كه از بین آنها به ذكر دو آیه اكتفا مى‏شود.

     آیه اول:

     ولقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر ان الارض یرثها عبادى الصالحون ان فى هذالبلاغا لقوم عابدین به تحقیق در زبور از پس تورات نوشتیم كه مسلما زمین را بندگان صالح من به ارث خواهند برد، به یقین در این سخن پیام رسایى است براى قومى كه بندگان خدایند،(1).

    آیه شریفه از سرنوشت نهایى زمین خبر مى‏دهد كه بندگان صالح، آن را به ارث خواهند برد. قابل تأمل در آیه بالا این است كه در تورات حضرت موسى و زبور حضرت داوود از این حكومت یاد شده است، در حالى كه این دو پیامبر الهى خودشان از انبیایى بوده‏اند كه حكومت داشتند با این حال به آنها خبر از حكومت صالحان بر روى زمین داده شده است (آن هم با این همه تأكید). مطلب یاد شده، این حقیقت را روشن مى‏كند كه این وعده الهى، حكومتدیگرى است و آن حكومت بر كل زمین مى‏باشد. كلمه الارض هم اشاره به همین معنا دارد. گفتنى است كه براى همین در كتاب این دو پیامبر، وعده تحقق حكومت جهانى داده شده است و چنین حكومتى تا این زمان نبوده و مخصوص به زمان ظهور امام زمان(عج)است. اختصاص ذكر این وعده جهانى در تورات و زبور (از میان كتاب‏هاى آسمانى دیگر)، ظاهرا به جهت تجربه حكومت مؤمنان بر بخشى از زمین در زمان حضرت موسى و داوود بوده است.

     آیه دوم: وعداللّه الذین آمنوا منكم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فى الارض كما استخلف الذین من قبلهم و لیمكنن لهم دینهم الذى ارتضى لهم ولیبدلنهم من بعد خوفهم امنا یعبدوننى لایشركون بى شیئا و من كفر بعد ذلك فاولئك هم الفاسقون خداوند كسانى از شما را كه ایمان آوردند و صالحات را انجام دادند، وعده فرمود كه آنان را قطعا در زمین به خلافت خواهد گمارد، همان گونه كه كسانى را كه پیش از آنان بودندبه خلافت گمارد و قطعا برایشان دینشان را مستقر خواهد نمود دینى كه آن را برایشان پذیرفت و قطعا آنان را از پس خوفشان به حالت امنیت، دگرگون مى‏كند، به جهت آن كه مرا عبادت كنند [و] چیزى را با من شریك نگردانند و هر كه بعد از آن كفر ورزد پس قطعا آنان فاسقانند،(2).

    در این آیه شریفه، خداوند وعده استقرار حكومت الهى بر روى زمین را به مسلمانان مى‏دهد حكومتى كه در سایه آن هیچ گونه ترسى نیست و در آن عبادت خداوند بدون شرك انجام مى‏شود یعنى، حكومتى صد در صد اسلامى كه در آن از شرك و نفاق اثرى نیست. كاملًا روشن است كه حكومتى با این خصوصیات، تا به حال نبوده و تنها حضرت حجت است كه حكومت جهانى خواهد داشت و دنیا را پر از عدل و داد نموده و ریشه كفر و نفاق راخواهد كند.

    تشبیه این حكومت به حكومت پیامبران گذشته، در نوع حكومت (یعنى الهى بودن آن) است نه در خصوصیات آن از جهت جهانى بودن و برچیده شدن كفر و شرك از سراسر جهان.

    اما دلایل وجود حضرت مهدى غیر از دلیل عقل كه حكم مى‏كند به این كه در هر زمان باید حجتى زنده از طرف خداوند بر مردم باشد، روایات متواتر و فراوانى هست كه از شیعه و سنى نقل شده است. حتى چند نفر از علماى اهل سنت كتاب‏هایى در مورد حضرت مهدى و اثبات وجود آن حضرت و این كه خواهد آمد و زمین را پر از عدل و داد خواهد كرد و نوشته‏اند.

    براى مطالعه بیشتر ر. ك: صفة المهدى، حافظ ابى نعیم اصفهانى والعرف الوردى فى اخبار المهدى، سیوطى.

    اطلاعاتى به صورت آمارى از روایات در مورد امام زمان (عج)- كه از كتب شیعه و سنى استخراج شده است- براى شما ذكر مى‏شود:

    1- روایات بشارت به ظهور حضرت مهدى (عج) 675 مورد

    2- روایاتى كه مى‏رساند از اهل بیت پیامبر (ص) است 389 مورد

    3- روایاتى كه دلالت مى‏كند از اولاد على (ع) است 214 مورد

    4- روایاتى كه دلالت مى‏كند از اولاد فاطمه (س) است 192 مورد

    5- روایاتى كه دلالت مى‏كند نهمین فرزند امام حسین (ع) است 148 مورد

    6- روایاتى كه دلالت مى‏كند از اولاد امام زین‏العابدین (ع) است 185 مورد

    7- روایاتى كه دلالت مى‏كند از اولاد امام حسن عسكرى (ع) است 147 مورد

    8- روایاتى كه دلالت مى‏كند زمین را پر از عدل و داد مى‏كند 132 مورد

    9- روایاتى كه دلالت مى‏كند عمر حضرت طولانى است 318 مورد

    10- روایاتى كه دلالت مى‏كند حكومت حضرت جهانى است 47 مورد

    11- روایاتى كه دلالت مى‏كند امام دوازدهمین است 136 مورد

    در پایان روایتى از یكى از كتاب‏هاى معتبر اهل سنت ذكر مى‏شود. رسول خدا (ص) مى‏فرماید: «اگر از زمانه و روزگار باقى نماند مگر یك روز، خداوند مبعوث خواهد كرد مردى از اهل بیت مرا كه زمین را پر از عدل و داد كند چنانچه پر از ظلم و جور شده بود»،(3).

    و اما درباره چرایى عدم تصریح نام امامان در قرآن مجید توجه شما را به مطالب زیر جلب مى كنیم:

    به این پرسش ارزنده، پاسخ‏هاى متعدد داده شده است كه با توجّه به حوصله نوشتار به دو مورد اشاره مى‏شود.

    1. «تبیین» قرآن توسط پیامبر (ص)

    عدم تصریح به خصوصیّت و تعداد و نام امامان موضوعى استثنایى نیست. قرآن خود متكفل بیان تمام مصادیق و جزئیات فروع معارف و دستورالعمل‏ها نیست تا عدم تصریح به نام امامان مورد نظر شیعه امرى خلاف انتظار و غیر موافق با سبك ویژه قرآن باشد. نماز نمونه خوبى از این دست است. شاید در بین احكام و دستورهاى شریعت مطلبى به اهمّیّت و محوریت نماز وجود نداشته باشد تعابیرى نظیر ستون خیمه دین، مرز میان كفر و ایمان، عامل تقرب هر پرهیزكار و نخستین پرسش و اساسى‏ترین عامل پذیرش دیگر اعمال نشان دهنده اهمّیّت این تكلیف الاهى است امّا به راستى آیا در آیات قرآن نشانى از تعداد ركعات و خصوصیات این فریضه وجود دارد؟

    قرآن به وجوب نماز و اقامه آن در اوقات خاصّ و طهارت هنگام نماز و چند مورد از این دست اشاره كرده، بیان خصوصیات دیگر این مهم را به «سنت» واگذاشته است. قرآن درباره زكات واجب و حج و خمس و سایر دستورهاى شریعت مقدس نیز از همین نظام تبعیت كرده است یعنى فشار اصلى را بر تثبیت این واجبات گذارده و بیان خصوصیات را به دستگاه دیگر (سنت) واگذار كرده است.

    همین دغدغه و پاسخش بر زبان ابوبصیر و امام صادق (ع) نیز جارى شده است: ابو بصیر كه از شاگردان تیزبین امام ششم (ع) است، پیرامون آیه 59 سوره نساء- «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِى الْأَمْرِ مِنْكُمْ»- كه مردم را به اطاعت از خدا و رسول و اولیاى امور فرا مى‏خواند، به طرح پرسش مى‏پردازد. طبیعى است كه در خدا و رسول به دلیل انحصارشان در «الله» و ذات مقدس حضرت محمد (ص)، تردید راه نمى‏یابد امّا ذكر واژه «اولیاى امور» و اجمالى كه در آن نهفته، وى را بر آن داشت تا بپرسید: چرا قرآن نام آنان را نبرده است. اگر واقعاً حق با شیعه است و مراد از «اولیاى امور» امام على (ع) و اهل بیت‏اند، چرا آنان را به نام معرفى نفرمود «ما باله لم یسمِّ علیّاً و اهل بیته»؟

    امام صادق (ع) در پاسخ به سبك خاصّ قرآن اشاره كرد و فرمود: وقتى براى پیامبر آیه نماز نازل شد، خدا در آن سه ركعت و چهار ركعت را نام نبرد تا آن‏كه رسول خدا (ص) آن را شرح داد. آیه زكات نازل شد، خدا نام نبرد كه باید از چهل درهم یك درهم داد تا رسول خدا (ص) آن را شرح داد و آیه حج نازل شد و نفرمود به مردم كه هفت دور طواف كنید تا آن‏كه رسول خدا (ص) آن را براى مردم توضیح داد. «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِى الْأَمْرِ مِنْكُمْ» درباره على و حسن و حسین- علیهم السلام- نازل شد و رسول خدا (ص) درباره على فرمود: «هر كه من مولا و آقاى اویم، على (ع) مولا و آقاى او است و فرمود من به

    شما وصیت مى‏كنم درباره كتاب خدا و خاندانم زیرا من از خداى- عزوجل- خواسته‏ام میانشان جدایى نیفكند تا آن‏ها را كنار حوض به من رساند. خدا این خواست مرا برآورد» 1

    از این روایت در مى‏یابیم وظیفه بیان مصداق‏ها و موارد و نیز تبیین جزئیات بردوش پیامبر (ص) است. همین جهت شیعه را بر آن داشت تا بر سنت پیامبر (ص) تاكید ورزد بر عدم امكان اكتفا به قرآن در تشخیص امور پاى فشارد و تلاش خلفاى سده نخستین هجرى در ممنوعیت نگارش سنت رسول الله (ص) را اشتباه فاحش بخواند. چنان كه مى‏دانیم این ممنوعیت سرانجام در اواخر دوران بنى امیه برطرف شد و تدوین كتب روایت نزد تمام فرقه‏هاى مسلمان مورد توجّه قرار گرفت. قرطبى، از مفسران به نام اهل سنت، در مقدمه تفسیرش چنین روایت مى‏كند: عمران بن حصین به مردى كه گمان مى‏كرد كتاب الله به سنت نیاز ندارد، گفت: «تو احمقى، آیا حكم نماز ظهر را كه باید چهار ركعت خواند و حمد و سوره‏اش را آشكار نخواند، در قرآن یافته‏اى؟ و به همین گونه به نماز و زكات و مثل آن‏ها اشاره كرد و گفت: آیا این [امور] را در قرآن روشن شده یافته‏اى؟ همانا كتاب خدا این امور را مبهم بیان كرد. و سنت آن را تفسیر مى‏كند.» 2

    در همان تفسیر از «مكحول»، یكى از علماى بنام و مورد قبول اهل سنّت، چنین نقل مى‏كند: «القرآن احوج الى السُّنة من السُّنة الى القران». قرآن به سنت از سنت به قرآن نیازمندتر است.

    البته این تعبیر افراط گونه مور تایید شیعه نیست. بر اساس باورهاى شیعه سنّت، مشروعیت و حتّى صحت مندرجات و محتویات خود را از موافقت با قرآن و اصول حاكم بر آن به دست مى‏آورد. سند حجیت و اعتبار سنت، قرآن است ولى به هر حال فهم صحیح معارف و وظایف دینى بى عنایت به سنت نبوى (ص) و روایات اهل بیت (ع) ممكن نیست.

    در این‏جا، پرسشى دیگر رخ مى‏نماید: رسول اكرم (ص) این معارف و احكام جزئى و تفسیرى را از كجا به دست مى‏آورد؟ از آیات قرآن استفاده مى‏شود كه جمع و قرائت آیات قرآن و نیز بیان مراد و مقاصد و شرح و تبیین آیات از ناحیه خداى متعال است: «إِنَّ عَلَیْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنا بَیانَهُ 3 جمع قرآن- كلمات در آیات، آیات در سوره‏ها و- و قرائت قرآن بر عهده ما است و هنگامى كه بر تو قرآن را خواندیم، تو [پیامبر (ص)] هم پیروى كن و قرآن را همین گونه بخوان.- مرحله بعد «بیان» قرآن است كه آن هم وظیفه ما است».

    بنابراین، بیان و تشریح مقاصد آیات هم از ناحیه خدا است و به وسیله وحى دیگرى جز وحى قرآنى در اختیار پیامبراكرم (ص) قرار مى‏گیرد. پس ما با دو وحى روبه‏رو هستیم: «وحى قرآنى» و «وحى تبیینى». در وحى قرآنى لفظ و معنا هر دو از ناحیه خدا است امّا در وحى تبیینى معنا از خدا و لفظ از سوى رسول خدا (ص) است. آیات 43 و 44 سوره نحل به این دو گونه وحى اشاره مى‏كند: «وَ أَنْزَلْنا إِلَیْكَ الذِّكْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَكَّرُونَ ما بر تو «ذكر» را نازل كردیم تا قرآنى را كه براى مردم نازل شده تبیین و تفسیر كنى و زمینه تفكر آن‏ها را فراهم سازى». این ذكر همان «وحى تبیینى» است كه درست تجلى یافته است و تمام سخنان پیامبر (ص) در زمینه معارف و دستورالعمل‏هاى دینى را شامل مى‏شود.

    این مقدمات نشان مى‏دهد عدم ذكر مصداق‏ها به نام ائمه اطهار (ع) اختصاص ندارد و غالب معارف و احكام الاهى را شامل مى‏شود. بنابراین، براى شناخت نام امامان معصوم (ع) باید سراغ سنت نبوى (ص) رفت همان گونه كه در تفسیر و تبیین معارف و دیگر فرائض دینى به «سنت» نیاز مندیم.


     (1) (انبیا، آیه 105)

     (2) (نور، آیه 55)

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 6 آبان 1389



    :: هو العلیم


    قاسطین :

    یکی از نحله های جریان نفاق در دوران تأویل "قاسطین" می باشند. "حسادت و کینه ورزی"، "قدرت طلبی و دنیا طلبی"، "تزویر و نیرنگ" و "باورهای التقاطی و سست" عناصر تشکیل دهنده این جریان بود.

    آزاد شدن پیامبر (صلی الله علیه و آله) همواره پس از رحلت آن حضرت مترصد بودند تا قدرت را از آن خود نمایند و یک حکومت موروثی ایجاد کنند. "عبدالفتاح عبدالمقصود" در این باره می نویسد:"پس از آنکه عثمان به کار خلافت گماشته شد، ابوسفیان در جمع خانواده خویش گفت:بنی امیه آن را (خلافت را) همچون گوی بربایند. سوگند به کسی که ابوسفیان بدان قسم می خورد، پیوسته این امیدواری را دارم که (حکومت) برای کودکان شما به صورت وراثت درآید".(18)

    معاویه با در اختیار گرفتن حکومت در شام، اسلام نبوی را به اسلام قیصر و کسری مبدل ساخت و با دستگاه تبلیغاتی خود آنچنان فضلی مسمومی را در سرزمین شام ایجاد نمود که مردم تصور می کردند که امام علی (علیه السلام) فرمان قتل عثمان را صادر کرده است.

    پس از کشته شدن عثمان، معاویه با طلحه، زبیر و عایشه در مکه میعاد گذاشت و با یکدیگر علیه حکومت حضرت امیر (علیه اسلام) هم پیمان گردیدند. وی با به نمایش گذاردن پیراهن خونین عثمان در مسجد اموی، به بهانه ی خونخواهی عثمان، با تزویر و نیرنگ،سپاهی را برای جنگ با امام علی (علیه السلام) آماده نمود.

    قاسطین در شام اجتماعی از حاسدین و کینه ورزان نسبت به امام علی (علیه السلام) را بوجد آورده بودند. یکی از این افراد "ولید ابن عقبه" بود که خصومت دیرینه ای با امام (علیه السلام) داشت. نقل است که در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) ولید که مرد فاسقی بود به حضرت امیر (علیه السلام) گفت: "نیزه من از تو تیزتر و فصاحت من از تو بیشتر و بازوی من از تو قویتر است". امام علی (علیه السلام) در پاسخ به ولید ابن عقبه فرمودند: "خاموش باش فاسق". ولید در غضب شد به پیامبر (صلی الله علیه و آله) شکایت کرد. آنگاه آیه "افمن کان مؤمنأ کمن فاسقأ لایستون" نازل شد.(19)

    در زمان خلافت عثمان، "ولید این عقبه" والی کوفه گردید. وی اکثر اوقات، مست و لایعقل بود. در تاریخ آمده است: "یکروز صبح، در حال مستی به مأمومین گفت اگر بخواهید به جای دو رکعت، چهار رکعت نماز برای شما بخوانم. مردم موضوع بد مستی وی را به خلیفه گزارش دادند و حتی گروهی به مدینه آمدند و شهادت دادند به شرب خمیر ولید. او هم با حضرت علی (علیه السلام) مشورت کرد و امام فرمود اگر ثابت باشد باید او را حد زد.ولید با این کینه دیرینه نسبت به امام، از جمله کسانی بود که معاویه را به جنگ علیه امیرالمؤمنین (علیه السلام) تحریک کرد.(20)



    18 : امام علی ع روزگار عثمان ص 30
    19 : تاریخ مفصل اسلام ص 175
    20 : همان

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 29 مهر 1389



    :: هو العلیم




    ولایت به معناى زعامت و حاكمیت است و در حقوق اسلام انواع آن مطرح است:

    1- ولایت مطلقه الهى بر همه موجودات،

    2- ولایت تكوینى،

    3- ولایت تشریعى،

    4- ولایت فقیه،

    5- ولایت عدول مومنین،

    6- ولایت مردم عادى،

    7- ولایت بر قضا و اجراى حدود،

    8- ولایت پدر و جد بر فرزندان.

     

    معنای ولایت چیست؟

    معناى ولایت: لغت شناسان كلمه ولایت را به معناى سرپرستى، عهده‏دارى امور، سلطه، استیلا، رهبرى و زمامدارى معنا كرده‏اند. در این جا معناى این كلمه را با برخى از مشتقاتش فقط از كتاب‏هاى لغت اهل سنت برایتان نقل مى‏كنیم:

    - راغب اصفهانى مى‏نویسد: «ولایت یعنى، یارى كردن. و ولایت یعنى، زمامدارى و سرپرستى امور و گفته شده است كه ولایت و ولایت ماننددلالت و دلالت است و حقیقت آن «سرپرستى» است. ولى و مولى نیز در همین معنا به كار مى‏رود»، (المفردات الراغب، ص 570 ).

    - ابن اثیر مى‏نویسد: «ولىّ یعنى، یاور و هر كس امرى را بر عهده گیرد، «مولى و ولىّ آن است». سپس خودش مى‏گوید: «و از همین قبیل استحدیث «من كنت مولاه فعلى مولاه» و سخن عمر كه به على (ع) گفت: «تو مولاى هر مؤمنى شدى» یعنى، «ولى مؤمنان گشتى»، (النهایة، لابناثیر، ج 5، ص 227) .

    - صاحب صحاح اللغة مى‏نویسد: «هر كس سرپرستى امور كسى را به عهده گیرد ولى او است»، (الصحاح فى لغة العرب، ج 6، ص 2528) .

    - صاحب مقاییس مى‏نویسد: «هر كس زمام امر دیگرى را به عهده گیرد «ولىّ او است»، (معجم مقاییس اللغة، ج 6، ص ص 141) .


  • نظرات() 
  • پنجشنبه 29 مهر 1389



    :: هو العلیم



    نفاق جدید در دوران تأویل دارای نحله های متعددی است که در هدف دارای وحدت می باشند. پیامبر عظیم الشان اسلام (صلی الله علیه و آله) پس از اتمام جنگ احد، به امام علی (علیه السلام) فرمودند: "واقعأ تو ما را یاری کردی و همراه من با شمشیر خود مبارزه کردی و با جانت از من دفاع نمودی، چه خواهی کرد هنگامی که پس از من با ناکثین و قاسطین و مارقین رو در رو شدی". امام علی (علیه السلام) که از این سخنان در شگفت شده بودند از حضرت پرسیدند: "آیا واقعا چنین اتفاقی خواهد افتاد"؟

    رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به ایشان فرمودند:"به خدا سوگند آری"(14)

    در این حدیث شریف به وضوح پرده از نحله های نفاق جدید کنار می رود و ماهیت جریان های سه گانه منافقین در دوران تأویل آشکار می گردد.

    ناکثین ؛ نحله ای از نفاق جدید:

    "ناکثین" محصول پیوند چهار عنصر "وجاهت"، "ثروت"، "سیاست" و  "قدرت" هستند.امام علی (علیه السلام) در خصوص این نحله نفاق می فرمایند: "به چهار نفر گرفتار شدم که هیچ کس به مانند آنان دچار نشده است. گرفتار شده به شجاع ترین مردم "زبیر"، زیرک ترین مردم "طلحه"، مطاع ترین مردم "عایشه" و ثروتمندترین مردم "یعلی ابن مینه".(15)

    در حقیقت جریان ناکثین با قدرت "زبیر"، ثروت "یعلی ابن مینه"، نفوذ و وجاهت "عایشه" و طراحی "طلحه" بوجود آمد.

    "زیبر" یکی از رزمندگان دلیر اسلام بود که لقب "سیف الله" را بر او نهاده بودند. شمشیر او گره های زیادی را گشوده بود. وی از جمله چهر نفری بود که برای بیعت با حضرت امیر (علیه السلام) ثابت قدم ماند. نقل شده است که هنگامیکه حضرت از دفن پیامبر (صلی الله علیه و آله) فراغت یافت، حضرت زهرا (سلام الله علیها) را بر مرکب سوار کرد و به درب خانه مهاجرین و انصار رفت و از بیعت پیغمبر (صلی الله علیه و آله) و ولقعه غدیر خم و سایر احادیث سخن گفت و از آنها در خواست حمایت کرد. در این میان چهل و چهار نفر از صحابه تعهد کردند در سلب حق او خودداری نکنند. حضرت (علیه السلام) دستور داد که سرهای خود را بتراشند تا از دیگران ممتاز شوند و درب خانه امام حاضر شوند و برای احقاق حق او قیام نمایند. فردا صبح تنها چهار نفر حاضر شدند: "سلمان"، "مقداد"، "ابوذر" و "زبیر ابن عوام".(16)

    "طلحه" نیز در نوع خود یکی از عناصر سیاسی و هوشمند محسوب می شد. "عایشه ام المؤمنین" از چهره های با نفوذ در میان مسلمانان به شمار می رفت و حرف و سخن او خریدار داشت. "یعلی ابن مینه" هم که از طرف عثمان فرماندار یمن بود، با غارت بیت المال به ثروت فراوانی دست یافت. به صورتی که در تاریخ نقل شده یکی از کاروان های او چهارصد شتر بار زر همراه داشته است. "یعلی ابن مینه" برای فتنه آفرینی ناکثین شصت هزار دینار از بیت المال هزینه کرد.(17)



    14 : شرح الاخبار ج 1 ص 400
    15 : ر ك به كتاب الفتوح ج 2 ص 463 ‘ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 20 ص 227 ح 199
    16 : تاریخ مفصل اسلام ص 175
    17 همان ص 161

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 11 شهریور 1389



    :: هو العلیم



    منافقین دوران تأویل:

    دوران تأویل دوره ی اجرای دستورات و احکام دین و مبارزه با کسانی است که قصد تحریف دین و به انحراف کشانیدن جامعه دینی را دارند.در این دوره صف بندی و رویارویی بر سر تأویل قرآن آغاز می گردد.در این راستا و هنگامیکه آیه ی شریفه 9 سوره ی حجرات نازل شد (وان طائفتان من المؤمنین اقتتلو فاصلحوا بینهما فان بغت احدهما علی الاخری فقاتلوا التی تبغی حتی تفیءَ الی امر الله: و اگر دو طایفه از اهل ایمان با هم به قتال و دشمنی برخیزند،البته شما مؤمنان بین آنها صلح برقرار دارید و اگر یک قوم بر دیگری ظلم کرد، با آن طایفه ظالم قتال کنید تا به فرمان خدا باز آید(7))، پیامبر عظیم الشان اسلام (صلی الله علیه و آله) با نگاهی به آینده و پیش بینی برگرفته از قرآن، از تغییر الگوی نبرد و صف بندی جدیدی در جامعه دینی خبر دادند. حضرت در این هشدار فرمودند:"کسی در میان شما هست که برای تأویل قرآن نبرد خواهد کرد، همنگونه که من برای تنزیل آن نبرد کردم". برخی از مسلمانان پرسیدند ":آیا ما هستیم؟".حضرت جواب منفی دادند و از امام علی (علیه السلام)  به عنوان قهرمان مبارزه در عصر تأویل یاد کردند.(8)

    حضرت امیر (علیه السلام) درباره جریان نفاق جدید یا به عبارت دیگر نفاق دوران تأویل فرمودند:" آنان به وحدانیت خدا شهادت می دهند.همین باعث می شود تا کشتن آنان بر مردم گران آید و به ولی خدا طعنه زده و بر او خشم گیرند".(9)

    همچنین حدیث دیگری از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نشان می دهد که دوره ی تأویل،دورانی طولانی خواهد بود که پس از رحلت آن حضرت آغاز می شود و تا ظهور ادامه می یابد. رسول  مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) در این باره می فرمایند:"مهدی (عج االه تعالی فرجه الشریف) برای تأویل قرآن پیکار می کند،همانگونه که من برای تنزیل آن پیکار کردم"(10)

    رهبر معظم انقلاب اسلامی از منافقین دوران تأویل با عنوان "نفاق جدید" یاد می کنند و در دسته بندی های نفاق،آنان را جزء دسته دوم منافقین بر می شمارند.ایشان در خصوص "نفاق جدید" می فرمایند:"دسته دوم کسانی که جزء مؤمنین بودند، اول کار هم هیچ نشانه ای از نفاق در اینها نبود.ولی به مرور،دچار عوارضی شدند،این عوارض،کار دستشان داد و آنها را از پای درآورد. دسته دوم کسانی بودند که دشمنی نداشتند با اسلام و پیامبر (صلی الله علیه و آله) و حرکت اسلامی، دوست هم بودند... کار اینها خلف وعده ای بود که با خدا کردند.دروغی که با عملشان به خود گفتند.خلاف کاری، گناه، عدم اعتنا به تربیت خود، گاهی کار را به جایی می رساند که جزای کار آنها بدترین می شود. بدترین چیست؟ تکذیب آیات خدا، عدو دقت و مواظبت از خود، از حرف خود، از رفتار خود، از فکر خود و از خود مراقبت معنوی نکردن، کارش به نفاق می رسد".(11)

    بنابراین در دوران تأویل، طبقه ی جدیدی از نفاق در جامعه ظاهر می گردد که با شکل نفاق در دوران تنزیل متفاوت است و از آن به عنوان "نفاق جدید" یاد می شود. مهمترین وجه تمایز نفاق دوران تنزیل با نفاق دوران تأویل، موضوع "وجاهت" است که منافقین جدید از آن برخوردارند.


    7 - سوره مباركه حجرات آیه 9
    8 - ر . ك به كنز العمال ج 11 ص 613 حدیث 32969
    9 - همان
    10 - بحار الانوار ج 36 ص 309
    11 - سخرانی مقام معظم رهبری در لشكر 10 سید الشهدا ع سال 77

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 4 شهریور 1389



    :: هو العلیم



    دسته بندی منافقین:

    به طور کلی تاریخ اسلام دو دوره "تنزیل" و "تأویل" را شامل می گردد که جریان نفاق در هر دو برهه،به عنوان یک صف بندب درونی،در جامعه دینی فعال بوده و می باشد.

    دوران تنزیل،دوره ی نزول قرآن و زمان مبارزه با دشمنانی است که می خواهند از پیدایش دین ممانعت بعمل آورند.در این دوره جامعه دینی با دو دسته از منافقین مواجه گردید:یک دسته "منافقین پنهان" و دسته ی دیگر "منافقین محارب".

    حضرات آیت الله العظمی خامنه ای در دسته بندی منافقین،آنان را به سه دسته کلی  تقسیم می نمایند و در توضیحاتی پیرامون "دسته اول منافقین" می فرمایند:دسته اول منافقین،ابتدای ورود پیامبر (صلی الله علیه و آله) به مدینه هستند.کسانی بودند که یا اسلام نیاوردند و یا بعضی ایمانی از روی احساسات به اسلام آوردند.ولی اعتقاد به اسلام و پیامبر (صلی الله علیه و آله) در دل آنان عمقی نداشت و با یک تکان،ایمان ضایع شد.اینها کسانی بودند که در قرآن از آنان با "فی قلوبهم مرض..." در اول سوره بقره صحبت می شود.اول کار،همه نوعی ایمان آوردند (مگر تعدادی).لکن همه ایمان قوی نداشتند.توده ی مردم،انسان هایی سالم و بی غل و غش،ایمان مثل نوری در دلشان افتاد و رشد کرد،مستحکم شد.ولی در قلوب مریض،افراد خودخواه،لاابالی و انسانهایی که به فکر هیچ چیز نبودند،بذر ایمان در دل اینها پا نگرفت،ایمان آنها ضعیف بود،عمق پیدا نکرد،ارتباط عمیق با یهود هم نگذاشت ایمان آنها مستحکم شود.در باطن ایمان را از دست دادند و یا از اول نداشتند،ولی جرأت نمی کردند اظهار کنند.فضای مدینه،ایمان پرنور جوانان،آیات قرآن،وحی،مسائل پر هیجان،فضای مدینه را قبضه کرده بود.کسی جرأت اظهار بی ایمانی نداشت".(5)

    این دسته از منافقین در مدینه در واقع نقش ستون پنجم را برای یهود،کفار و قریش ایفا می کردند.آنان با ارتباط عمیق با یهود،ضمن احداث مسجد ضرار (آسیب زننده)،از طریق یک توطئه مشترک با سرکردگان یهود از جمله "ابو عامر" سعی داشتند انسجام مسلمانان را از درون متلاشی نمایند که خداوند از طریق وحی،پیامبر (صلی الله علیه و آله) را از این توطئه آگاه کرد.پیامبر نیز دستور دادند که مسجد ضرار را تخریب و حتی ویرانه ی آن را نیز به آتش بکشانند.

    سرکرده منافقین دسته ی اول در مدینه،فردی به نام "عبدالله ابن ابی" بود که با جماعتی معلوم الحال،به دفعات سعی نمود به حکومت نوپای دینی ضربه بزند.یکی از این دفعات در ماجرای جنگ احد رخ داد و او نیروهای خود را که تقریبا یک سوم جمعیت سپاه اسلام بود،به بهانه ای واهی در شوط (میان مدینه و احد) به مدینه باز گرداند.این انشعاب ضرباتی را به مسلمان وارد نمود.

    در ماجرای غزوه بنی المصطلق نیز عبدالله ابن ابی و منافقین همراه او در حال طراحی توطئه ی بیرون نمودن پیامبر (صلی الله علیه و آله) از مدینه بودند که نوجوانی از انصار به نام "زید ابن ارقم" سخنان آنان را شنید و به اطلاع حضرت رساند.پیامبر (صلی الله علیه و آله) "عبدالله ابن ابی" را احضار و توطئه منافقانه ی او را به وی گوشزد نمودند.او "زید ابن ارقم" را به دروغ گویی متهم کرد و با قسم های غلاظ و شداد،منکر طرح های توطئه آمیز خود شد.خداوند سوره "منافقون" را در رابطه با این دسته از منافقین نازل فرمود.

    "منافقین محارب"، دسته ی دیگری از جریان نفاق در دوران تنزل می باشند که علیه پیامبر (صلی الله علیه و آله) و حکومت دینی اعلام جنگ مسلحانه نمودند.رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیان دسته بندی جریان نفاق،منافقین حربی را منافقین دسته سوم می نامند و در خصوص آنان می فرمایند:"دسته سوم،منافقینی هستند که در مدینه ایمان آوردند،دچار لغزش های مؤمنانه شدند،خود را حفظ نکردند،رفتند و در یمامه با پیامبر (صلی الله علیه و آله) اعلام جنگ کردند و شدند منافقین محارب".(6)


    5 و 6 - سخنرانی مقام معظم رهبری در لشكر 10 سید الشهدا ع سال 77

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :5
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    • 4  
    • 5  
    صفحه شخصی علمدارکوچولوی آقا - گودرزی





    Powered by WebGozar


    آخرین پست ها


    نویسندگان


    نظرسنجی

    • كدوم یكی از گزینه های زیر رو برا خوشحالی امام زمان عج دوست داری انجام بدی؟؟







    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :

    اَبر برچسبها