تبلیغات
عمار یاسر - مطالب بهجت عارفان

عمار یاسر

اللهم احفظ قائدنا الامام خامنه ای

پنجشنبه 7 بهمن 1389

 

هو العلیم ::


وحدت حوزه و دانشگاه پروتكلی نیست
آیت الله جوادی آملی:
دانشگاه اگر بخواهد نجات پیدا كند هیچ چاره ای ندارد جز اینكه وحدت حوزه و دانشگاه را درسایه اسلامی كردن علوم دنبال كند، وگرنه وحدت این دو نهاد چیزی نیست كه با پروتكل و برگزاری همایش محقق شود.
اگر هدف ومبدا و انتها واحد نباشد ایجاد وحدت كار بسیار مشكلی است... قرآن آن قدر راه را به انسان نشان می دهد كه دیگر جایی برای شبهه نیست و اگر كسی بخواهد بیراهه رود، شبهه علمی ندارد بلكه شهوت عملی دارد1.

ادب وهنردرگفتار وكردار
زینت حیات انسانی
فرد مؤمن زینت یك جامعه است زیرا نه بیراهه می رود و نه راه كسی را می بندد.
... ما با دو گونه مؤدبانه و غیر مؤدبانه می توانیم حرف بزنیم و راه برویم، ادب، هنر در رفتار، گفتار و كردار است كه باید به آن توجه كرد.
... زیبایی جهان به ادب مردمان آن جامعه و سرزمین است، انسانی كه حیات انسانی خود را به بازی نگیرد می شود مؤدب2.

طرد شیطان زینت جامعه
خداوند در قرآن كریم انسان را به سه اصل جهان دانی، جهان آرایی و جهان بانی دعوت كرده است كه بخشی از این امور به مسائل اعتقادی، بخشی به مسائل اجتماعی و بخشی نیز به مسائل اخلاقی برمی گردد.... گاهی دیو شیطنت احرام می بندد و می خواهد دور كعبه دل طواف كند و منتظر فرصتی برای ورود و نفوذ است، فرد مؤمن دراین گونه مواقع بصیر است و شیطان را طرد می كند؛ جامعه اگر این گونه باشد آرایش می یابد.

لزوم حفظ آبروی مومن
آیت الله مكارم شیرازی:
دشنام، دشمنی، بدگویی و تهمت به مومن موجب فسق می شود... نباید هرگاه با كسی مخالف شدیم، شروع به فحاشی و دشمنی كنیم، باید تحت فرمان عقل و دستورات خدا و رسول و امام او باشیم... بعضی خیال می كنند ریختن آبروی دیگران كار ساده ای است، این گونه نیست، بلكه اسلام به این عمل توجه كرده و آن را از گناهان بسیار بزرگ می داند3.

دانشگاه مستقل و اسلامی
آیت الله مكارم شیرازی:
اگر بخواهیم دانشگاه ما مستقل و اسلامی باشد باید با برنامه های آموزشی، متون درسی و استادان دانشگاه های آن نظارت بیشتر شود؛ زیرا استقلال دانشگاه در سایه این سه شرط بدست می آید.
امروز، غرب هرگز دانشگاه مستقل، اقتصاد و سیاست مستقل را نمی پسندد و ما باید تلاش كنیم استقلال خودمان را درهمه زمینه ها بدست آوریم.(4)

گستره دین حداكثری
آیت الله مصباح یزدی:
باید دانست كه كلمه دین تعریف های متعددی دارد كه یكی از آنها این است كه دین اموری را دربرمی گیرد كه رابطه انسان را با خدا تنظیم می كند، بر این اساس، امور دینی نیز احكامی مانند نماز، حج و... می باشد كه اگر دین را با این معنی لحاظ كنیم، ارتباطش با رسانه بسیار محدود است...
اما به نظر متخصصان عرصه دین، دین دایره ای بسیار گسترده دارد كه از باورهای انسان شروع شده و تا ارزش های اخلاقی و مسائل اقتصادی و هرچیزی كه در سعادت و شقاوت انسان نقش داشته باشد را شامل می شود كه بر این اساس هر چیزی به دین ربط پیدا می كند.(5)

جلوگیری از فرار مغزها
آیت الله جعفر سبحانی:
ایران كشور استعدادها است و خداوند نعمت های خود را دراین كشور تكمیل كرده است؛ اكنون مسئولان كشور باید نسبت به مسئله پژوهش اهتمام ورزند و با تامین زندگی محقق و پژوهشگر، از او تنها پژوهش بخواهند... جلوگیری از فرار مغزها با شعار و سخنرانی ممكن نیست، بلكه باید به آن جامه عمل پوشاند و همه نوع وسایل را فراهم كنیم تا این كشور به تكامل برسد.(6)

ضرورت تشكیل وزارت
امر به معروف
آیت الله نوری همدانی:
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ضروری بود كه وزارتی با نام وزارت امر به معروف و نهی از منكر تشكیل شود تا بر تمامی نهادها و سازمان ها و امور كشور نظارت كند و در برابر انحرافات بایستد.
... اگر چنین وزارتخانه ای فعال شود، جلوی روزنامه ها و رسانه هایی كه برخلاف قوانین جمهوری اسلامی حركت می كنند، گرفته می شود، ولی تا امروز به دلیل نبود این وزارتخانه، شاهد گمراه نمودن مردم ازسوی برخی رسانه ها بوده ایم.
... هركاری كه با فكر مردم سروكار داشته باشد، بسیار مهم است؛ چون می تواند با حق گویی باعث هدایت جامعه شود و با سخن ناحق، مردم را گمراه سازد.(7)

رابطه علم و دین
حسن رحیم پور ازغدی:
دانشگاه های ما بیشتر به جای تولید علم و جریان سازی اندیشه به ترجمه آثار غربی پرداخته و آنچه را كه در اروپا تولید می شود، استفاده می كنند... اگر حوزه و دانشگاه هركدام به توان خود كارآمد باشند ما مشكلات موجود را نخواهیم داشت... جدابودن علم و دین معنی ندارد... برای مرزبندی بین علم دینی و علم غیردینی بایستی مدرك و معیاری وجود داشته باشد كه مورد اتفاق نظر قرارگیرد، درحالی كه در گفتمان مدرن غیردینی امروز دوران مدرنیته تمام شده و پست مدرنیته هم تا جایی پیش رفته كه حتی مرز بین علم و خرافه وجود ندارد و ما هیچ مفهومی را به عنوان غیرعلمی نداریم و حقیقت برای همیشه مجهول است.(8)



1- سایت معظم له، 1/10/89
2- خبرگزاری رسا، 9/10/89
3- خبرگزاری حوزه، 9/10/89
4- خبرگزاری رسا، 5/10/89
5- خبرگزاری حوزه، 5/10/89
6- همان، 12/10/89
7- همان، 10/10/89
8- مشرق، 2/10/89

  • نظرات() 
  • یکشنبه 12 دی 1389


    هو العلیم :



    غفلت كه یكی از مهم ترین موانع هدایت و تكامل انسان به حساب می آید با چه راهكارهایی می توان از آن رهایی یافت؟



    پاسخ:
    در بخش های قبلی پاسخ به این سؤال به راهكارهایی برای برون رفت از غفلت همچون تفكر و اندیشه ورزی، تقویت علم و آگاهی، موعظه و توجه به عبرت ها اشاره كردیم. اینك در بخش پایانی، دنباله مطلب را پی می گیریم.
    5- یاد مرگ و معاد
    یكی از راههایی كه قرآن كوشیده است انسان ها را بیدار كند و آنان را به سوی اصلاح امور معنوی و «خودسازی اخلاقی» وا دارد، یادآوری مرگ است. قرآن بیان حقیقت مرگ را به عنوان یكی از عوامل تربیتی در سراسر قرآن دنبال كرده است. در قرآن تقریباً 1400 آیه درباره مرگ، بهشت، دوزخ و قیامت وجود دارد. اگر هدف تنها بیان یكی از اصول اعتقادی بود، نیازی به این همه آیات در باب معاد نبود. قرآن كریم در سوره اعراف آیه 57 محشور كردن انسان ها در روز قیامت را به زنده شدن دوباره گیاهان تشبیه كرده است و با این تشبیه، خواسته هم قدرت خدا را براحیای آنان در روز قیامت اثبات كند و هم ابزاری برای تذكر و بیدار كردن بشر و سوق دادن او به سوی خوبی ها باشد:
    «او كسی است كه بادها را بشارت دهنده در پیشاپیش (باران) رحمتش می فرستد تا ابرهای سنگین بار را بردوش كشند (سپس) ما آنها را به سوی زمین های مرده می فرستیم و به وسیله آنها، آب را نازل می كنیم و با آن از هرگونه میوه ای بیرون می آوریم. این گونه (كه زمین های مرده را زنده كردیم) مردگان را زنده می كنیم. شاید (با توجه به این مثال) متذكر شوید.
    6- آزمایش، ابزار بیداری
    یكی از مهم ترین عوامل توجه انسان به خویشتن خویش، بلاها و امتحاناتی است كه در حیات فردی و اجتماعی او به وجود می آید. قرآن كریم در سوره اعراف آیه 94 می فرماید: «ما در هیچ شهر و آبادی پیامبری نفرستادیم، مگر اینكه اهل آن را با ناراحتی ها و خسارت ها گرفتار ساختیم. شاید بازگردند و تضرع كنند.»
    این تضرع، فرع بر بیداری و یقظه است. در بسیاری از قصص قرآن، روایت شده كه سختی ها و آزمایش های پیش آمده موجب پناه بردن به خدا و تضرع دربارگاه ربوبی می شود و در مقابل، غوطه ور شدن در نعمت ها، در بسیاری از موارد باعث غفلت از مسئولیت و آینده خطیر می گردد.

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 6 آبان 1389



    :: هو العلیم



    در بخش های قبلی پاسخ به این سوال ضمن تاكید بر اینكه سوءظن یا بدگمانی به انسان ها زمینه ساز و بستر گناهان بعدی شامل تجسس در امور پنهان افراد و در نهایت غیبت كردن می شود به موضوعاتی همچون؛ گناه نبودن مطلق گمان و چگونگی ترتیب اثر به سوءظن پرداخته شد. اینك در ادامه، بخش پایانی مطلب را پی می گیریم.

    2- ترتیب اثر عملی

    ترتیب اثر عملی این است كه سوءظن عملاً به صورت تهمت و غیبت یا تضییع حقوق دیگران تحقق می پذیرد. به بیان دیگر انسان گمان خود را به عنوان یك واقعیت مسلم تلقی كرده و آثار واقع بر آن باركند. مثلا سوءظن خود را به صورت یك خبر قطعی بازگو نماید و دیگران را به صرف گمان، متهم و محكوم سازد. بدیهی است نتیجه این گونه برخورد جز تهمت و غیبت و هتك آبرو و تضییع حقوق افراد و جامعه چیز دیگری نمی تواند باشد. چه بسیار آبروها و استعدادها و لیاقتها كه در اثر یك سوءظن جزیی و بی اساس بر باد رفت و مردم را از نتایج این سرمایه های اجتماعی و الهی محروم ساخت با اینكه ما می دانیم آبرو و حیثیت مسلمانان محترم است و باید در حفظ آن كوشید و چه بسا مطالب قطعی كه موجب هتك آبروی مسلمین است بدون مجوز شرعی نمی شود اظهار كرد چه برسد به مطالب ظنی و حدسی كه هیچ گونه سند شرعی و عقلایی ندارد.
    حمل بر صحت
    از آنجا كه بدگمانی حس اعتماد عمومی را از بین می برد و دلها را مكدر می كند، شریعت مقدسه برای خنثی كردن آن پادزهری به نام «اصاله الصحه » مقرر داشته كه در كلیه مراحل زندگی باید به كار گرفته شود. یعنی انسان باید اعمال مومنان را حمل برصحت كرده و تا می تواند كار آنان را به خوبی توجیه و تحلیل كند مگر آنكه تمام راهها برای توجیه آن بسته باشد. حضرت علی (ع) می فرماید: «اعمال برادرت را بر بهترین وجه حمل كن مگر آنكه حجت و دلیلی برای تو پیدا شود كه راه توجیه را بر تو ببندد. و هرگز نسبت به سخنی كه از برادر مسلمانت صادر شده است بدگمان مباش در صورتی كه می توانی عمل نیكی برای آن بیابی. (اصول كافی، ج 2، ص 263) آری این حدیث یكی از دلایلی است كه در علم اصول فقه مبنا و معیار «اصاله الصحه» می باشد.

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 29 مهر 1389



    :: هو العلیم



    در بخش نخست پاسخ به این سوال به نحو اجمال مطرح شد كه سوء ظن یا بدگمانی به انسان ها، بستر و زمینه ساز گناهان بعدی شامل تجسس در امور پنهانی افراد و در نهایت غیبت كردن نسبت به آنها می شود. اینك در ادامه دنباله مطلب را پی می گیریم.
    گناه نبودن مطلق گمان
    بی تردید نمی توان مطلق گمان را بدون قید و شرط گناه و حرام دانست، زیرا خاطرات زودگذر و تصورات ذهنی در برخورد با حوادثی كه در اطراف انسان می گذرد امری قهری و طبیعی و خارج از دایره اختیار انسان است. این گونه خاطرات به هیچ وجه قابل اتصاف به حسن و قبح تكلیفی و اخلاقی نیست و متعلق امر و نهی واقع نمی شود. مگر آنكه در پیدایش آن اراده شخص دخیل باشد و مقدماتش را با اراده و اختیار فراهم كند و یا آنكه به گمانش ترتیب اثر سویی بدهد؛ مثلا با تجسس در اسرار دیگران مقدمات پیدایش سوءظن را ایجاد كند و یاآنكه به صرف سوءظن دیگران را متهم كند. در این شرایط، سوءظن به دایره اختیار باز می گردد، زیرا با اختیاری بودن مقدمات در صورت اول و اختیاری بودن ترتیب اثر در صورت دوم، سوءظن یك پدیده اختیاری محسوب می شود، و دیگر به عنوان یك پدیده قهری و طبیعی به حساب نمی آید. بنابر این در این شرایط سوءظن مصداق گناه بوده و باید از آن پرهیز كرد.
    چگونگی ترتیب اثر به سوءظن
    ترتیب اثر دادن به سوءظن كه با مقدمات اختیاری صورت می گیرد دو نوع است:

    1- ترتیب اثر قلبی «عقد القلب»

    ترتیب اثر «قلبی» را علمای علم اخلاق از آن به «عقد القلب» تعبیر كرده اند. و بدین شكل است كه انسان گمان خود را كه در ابتدا یك تصور ساده و خاطره زودگذر بیش نیست در ذهن بسـپارد، پس آن را پرورش دهد و به صورت نوعی باور (عقدالقلب) در آورد، به طوری كه امر بر خودش نیز مشتبه شود وگمانش را به جای یقین بگیرد و آثار علم و یقین بر آن بار كند. در چنین وضعیتی، انسان نسبت به دوستش بدگمان شده و حس اعتمادش سلب می گردد. این حالت نوعی بیماری روحی و اخلاقی است كه در صورت شمول و عمومیت آن، اساس زندگی متزلزل می گردد و جامعه به فساد و تباهی كشیده می شود.

  • نظرات() 
  • دوشنبه 26 مهر 1389



    :: هو العلیم


    سوءظن یا بدگمانی به انسان ها، بستر و زمینه ساز گناهان بعدی شامل تجسس و جستجو كردن از امور پنهانی افراد و در نهایت غیبت نسبت به آنها می شود. از قرآن مجید استفاده می شود كه یكی از مهم ترین عوامل غیبت، سوءظن و تجسس در احوال و اسرار مردم است. كسی كه با سوءظن با دیگران برخورد می كند وهمواره در خصوصیات و اسرار مردم به جستجو می پردازد، قهراً به بیماری غیبت مبتلا می شود.
    مفهوم تجسس
    ابن اثیر در نهایه، جلد اول صفحه 272 می نویسد: «تجسس، جستجو كردن از چیزهای پنهانی است و بیشتر در كشف اسرار شر استعمال می شود و جاسوس به كسی گفته می شود كه بدی های پنهان مردم را پی گیری كند»
    وقتی كه انسان به كسی گمان بد ببرد و به آن ترتیب اثر بدهد، به تجسس منجر خواهد شد كه مرحوم شهید ثانی در كشف الریبه صفحه 9 می فرماید: «تجسس كردن از حال درونی افراد از ثمرات سوءظن است، برای اینكه قلب انسان با بدبین شدن تنها قانع نمی شود بلكه او را وا می دارد كه در مورد افراد تحقیق و جستجو كند كه نتیجه این تحقیق این است كه سرگرم عیب جویی و تجسس شود با اینكه دین مقدس اسلام از تجسس نیز نهی كرده است. «ولاتجسسوا. آنگاه شهیدثانی ادامه می دهد: «معنی تجسس این است كه اسرار بندگان خدا را كه خداوند پوشیده داشته است آشكار كنی، كه این كار وسیله كسب اطلاع از امور مخفی آنها و پرده برداشتن از روی اسرارشان می شود و در نتیجه آنچه برتو پوشیده بود آشكار می گردد كه اگر مخفی بود دل و دینت سالم تر می ماند. اینك تو خود در این باره بیندیش و از خدای متعال توفیق رشد و سعادت خویش را بطلب»
    بنابر این اگر بخواهیم دچار این بلای عظیم نشویم باید راهی را انتخاب كنیم كه خداوند به ما نشان داده است. آنجا كه می فرماید: ای كسانی كه ایمان آورده اید! از بسیاری از گمان ها بپرهیزید، چرا كه بعضی از گمان ها گناه است و هرگز (در كار دیگران) تجسس نكنید». بر این اساس اگر می خواهید غیبت نكنید باید سوءظن نداشته باشید و چنانچه بخواهید گرفتار سوءظن نشوید باید در امور مردم جستجو نكنید؛ زیرا سوءظن و تجسس در یكدیگر تاثیر متقابل دارند: گاهی تجسس باعث سوءظن و گاهی سوءظن منشا تجسس می شود. بنابر این باید از هر دو احتراز كرد. در روایتی از پیامبر اعظم (ص) نقل شده است! «تجسس و تحسس نكنید و درصددكشف عیوب مردم نباشید و نسبت به هم حسد و كینه نورزید و از یكدیگر روی برنگردانید، و ای بندگان خدا با هم برادر باشید». (تفسیر قرطبی، ج 16، ص (331)

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 11 شهریور 1389



    :: هو العلیم



    ماه مبارك رمضان بود و عده ای در مسجد مشغول عبادت بودند، حكیمی وارد شد و رفت در گوشه ای به عبادت ایستاد. قبل از شروع نماز عده ای نزد او آمدند و پرسیدند:
    بزرگترین نشانه بدبختی انسان كدام است؟
    گفت: اشتباه گرفتن منزل و مقصد به جای هم! وقتی چنین شود نگرشها و حركتهای انسان نیز منحرف و درمسیر باطل قرار می گیرد.
    گفتند: بیشتر توضیح دهید!
    گفت:«دنیا» یكی از منازلی است كه انسان در راه رسیدن به مقصد، از آن نیز می گذرد.كسانی كه این منزل را به جای مقصد و مقصود می گیرند، بدبخت واقعی اند.
    عاقل كسی است كه از حركت به سوی مقصد و توجه به مقصود غافل نشود سپس شمرده و آرام نجوا كرد :
    عاقلا از مرگ تاكی غافلی 
    تا به كی برعیش دنیا مایلی 
    عاقبت جام اجل خواهی چشید
    دست از این زندگی خواهی كشید
    گرسلیمانی و گراسكندری
    چون اجل آید زموری كمتری
    زور رستم قوت اسفندیار
    دردم مردن نمی آید بكار
    خلق عالم از سفید و از سیاه
    عالم و جاهل گدا و پادشاه
    از زن و از مرد واز برنا و پیر
    هیچ كس را زین سفر نبود گزیر
    و...
    اشك در چشمهای حكیم حلقه زده بود و گروه نیز محو اشعار حكیمانه و بیداركننده او شده بودند.
    یكی از آنها اظهار داشت: حالا بفرمایید كه علامت اشتباه گرفتن منزل به جای مقصد چیست؟
    حكیم اندكی تأمل كرد، نگاه نافذی به او انداخت و گفت: انتخاب دنیای دنی و زودگذر به جای آخرت عالی و والا و ماندگار.
    پیر مردی كه درجمع حاضر بود گفت:
    سخن خداوند متعال دراین زمینه می تواند بیش از پیش خانه های دل ما را روشن نماید، نشانه ای از وحی برایمان تلاوت فرمایید!
    حكیم به صوت خوش و دلنشینی این آیه را تلاوت كرد:
    و ویل لكافرین من عذاب شدید. الذین یستحبون الحیوه الدنیا علی الاخره ...
    وای بركافران از مجازات شدید الهی! همان كسانی كه زندگی دنیوی را بر حیات اخروی ترجیح می دهند...
    از فیزیك صورت و رفتارجمع معلوم بود كه سخن حكیم همه راتحت تاثیر جدی قرار داده است و این درحالی بود كه حكیم پس از نگاه مهربانانه ای به همه، مشغول به عبادت شد.

  • نظرات() 
  • پنجشنبه 21 مرداد 1389



    :: هو العلیم


    با سلام خدمت تمامی دوستان و محبان و پیروان راستین امام زمان عج 
    امیدوارم با كوله باری از خوبی ها و تصمیم های بزرگ برای رسیدن به خدا و امام زمان عج همت خودتون رو جمع كرده باشید تا در این ماه پر بركت خدا كمال استفاده رو ببرید .
    ان شاء الله در این ماه تمام استفاده رو بكنید و نذارید حتی یه ذره از این فیوضات و ثواب ها از زیر دستتون در بره و ما رو هم از دعای خودتون محروم نكنید .

    یه طرح پیامك و صلوات هست كه دوستان اگه خواستید و مایل بودید با فرستادن یه پیامك با مضمون صلوات و تعدادی كه مایلید مثلاً (صلوات 100 ) بفرستید را به شماره 09375355926 بفرستید تا شما هم به طرح فرستادن صلوات در ماه رمضان برای سلامتی و تعجیل در فرج مولامون امام زمان عج بپیوندید و بعد از چند دقیقه تعداد كل صلوات های فرستاده شده برا این طرح برا شما ارسال میشه ....

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم




  • نظرات() 
  • پنجشنبه 10 تیر 1389




    :: هو العلیم



    كمال علمی

    قال الامام السجاد(ع): انت بحمدالله عالمه غیرمعلمه، فهمه غیرمفهمه
    امام سجاد(ع) فرمود: (ای زینب!) تو، بحمدالله، عالمی هستی كه نزد كسی تعلیم ندیدی و دانایی هستی كه نزد كسی نیاموختی.

    ـــــــــــــــــــــــــــــ
     بحارالانوار، ج 54، ص 164


  • نظرات() 
  • پنجشنبه 3 تیر 1389



    :: هو الرحمن الرحیم



    از آنجا كه سیرو سلوك الی الله، تزكیه و تهذیب نفوس، عبادت و پرستش خداوند و اعتكاف و خلوت با قاضی الحاجات در ردیف بهترین اعمال بشری و اسلامی است، لزوم توجه به خالص بودن وبرای خدا انجام گرفتن آنها نیز بیشتر جلوه می كند.
    یكی از راههای شناخته شده و مورد توصیه برای تزكیه و تهذیب نفس، اعتكاف است. اعتكاف، عبادت ویژه ای است كه برای سالكان الی الله از اهمیت خاصی برخوردار است و سفارش قولی و عملی از ناحیه معصومین و علماء اخلاق نسبت بدان بسیار است.
    اعتكاف در لغت به معنای حبس و توقف (و از ماده عكف و بروزن افتعال) است و در اصطلاح به معنای توقف و ماندن سه روز و بیشتر از آن در مسجد جامع میباشد.
    قرآن كریم در آیه ای به مسئله اعتكاف اشاره كرده و به حضرت ابراهیم و اسماعیل فرمان می دهد كه خانه خدا را برای طواف كنندگان و مجاوران (و معتكفین) و ركوع كنندگان و سجده گزاران پاكیزه (و آماده) سازند:
    «و اذجعلنا البیت مثابه للناس و امنا و اتخذوا من مقام ابراهیم مصلی و عهدنا الی ابراهیم و اسماعیل ان طهرابیتی للطائفین و العاكفین والركع السجود» (بقره /125)
    این آیه شریفه اگرچه به صراحت از اعتكاف در مسجد الحرام سخن به میان آورده، اما از آنجا كه تمام مساجد، خانه های خداوند در روی زمین هستند، اعتكاف در هر مسجدی امكان پذیر می باشد.
    در روایات اسلامی نیز از اعتكاف بطور مكرر سخن رفته و بر این عبادت مخصوص توصیه شده است.
    در كیفیت اعتكاف رسول گرامی اسلام حضرت محمد (ص) گفته شده كه در مسجد برای ایشان پرده ای می آویختند و خیمه ای برپا می كردند و رسول خدا در آن سكنی می گزیدند.
    این اهتمام بسیار در واقع توصیه و تأكیدی عملی بر این امر است، و عمل پیامبر و امام نیز به مانند گفتارشان برای پیروان حجت شرعی است. اهمیت دادن و مقید بودن نبی اكرم به مسئله اعتكاف دلیلی روشن بر سریع التأثیر بودن این عمل عبادی برجان و روان آدمی در جهت نیل به كمال و سیرالی الله در خود است كه بر ژرف اندیشان مخفی نیست. و چرا چنین نباشد در حالیكه اعتكاف را انگیزه ای جز فراغت یافتن معتكف ازدنیا و ظواهر آن (اگر چه در مدتی كوتاه) و توجه عمیق داشتن به عبادت خداوند و راز و نیاز به بارگاه ربوبی نیست و در اجرای این مهم چه كسی شایسته تر از عصاره خلقت و مخاطب ندای ملكوتی «لولاك لما خلقت الافلاك» یعنی رسول خاتم و نبی اكرم حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) كه گل سرسبد آفرینش است و محبوب پروردگار و اسوه مطلق بشریت به تأیید صریح حضرت حق جل و علاكه فرمود: «لقد كان لكم فی رسول الله اسوه حسنه» (احزاب /12)
    از كتاب: ره توشه سالكان




    دعای ما هم در این ایام دعا برا ظهور و سلامتی امام از نظرها غایب باشه



  • نظرات() 
  • بهجت عارفان

    پنجشنبه 26 فروردین 1389

    :: حیات اولیای خدا

    « روزی آقا فرمود: جنازه یکی از مردان پاک را ( به نظرم فرمودند: گیلانی بود.) به نجف می بردند، یک نفر قرآن خوان هم اجاره کرده بودند که تا مقصد همراه جنازه برود و قرآن بخواند، شبی از شبها همه از خستگی به خواب می روند و قاری مشغول خواندن سوره مبارکه «یس» می شود و هنگام قرائت آیه کریمه ( ألم أعهد إلیکم یا بن آدم ) لفظ «اعهد» را آنطور که باید ادا نمی کند و چند بار آن را تکرار می کند، ناگهان از داخل تابوت می شنود که آن مرد خدا دو یا سه بار با بیانی شیرین و با تجوید درست و قرائت این کلمه را ادا می کند. رعشه بر بدن مرد قاری می افتد که آدم مرده آن هم چند روز از فوتش گذشته چگونه شنید که من در اداء آیه کریمه مانده ام و با بهترین طریق قرائت و تجوید آن را به من یاد می دهد. روحش شاد! »

    حجة السلام والمسلمین آقای تهرانی یکی از شاگردان آقا جریان فوق را به صورت ذیل نگاشته است:

    « آن گونه که یاد دارم حضرت استاد این قضیه را مکرر به این صورت نقل می کردند، که جنازه یکی از بزرگان را به نجف می بردند، یکی از همراهان می گوید: در بین راه به منزل رسیدیم، و جنازه را در کاروانسرای کثیفی گذاشتند، من دیدم که آنجا مناسب جنازه آن آقا نیست و شاید بی احترامی به او محسوب شود، لذا جنازه را از آنجا به جای دیگر انتقال دادم، و بالای سر جنازه نشستم و مشغول شدم به قرائت قرآن و سوره «یس» به آیه « ألم أعهد» که رسیدم، چون عرب نیستم و بین «همزه» و «عین» خوب تمیز نمی دهم آن کلمه را تند خواندم، ناگهان شنیدم که جنازه دوبار با صدای بلند آن کلمه را با عربیت و تمییز بین «همزه» و «عین» ادا نمود.

    و نیز آقای قدس می گوید:

    « روزی آقا فرمودند:« در زمان قاجار آقایی در یکی از مدارس علمیه تهران حجره داشت و معروف بود به کرامت داشتن، ولی مقید بود چیزی از او ظهور و بروز نکند، در میان طلاب زمزمه می افتد که آقا موت ارادی دارد( یعنی هر وقت بخواهد، می تواند اختیاراً قالب تهی کند، ) روزی عده ای جمع شدند و خدمت آقا رسیدند و گفتند: آقا، ما امروز آمده ایم تا از شما کرامتی ببینیم و هر چه عذر آورد قبول نکردند، ناچار راضی شد ( خوب یادم نیست که تعهد گرفت که تا زنده ام به کسی اظهار نکنید، یا نگرفت ) و فرمود: من می خوابم، شما مرا صدا نزنید و کاری به من نداشته باشید.

    رو به قبله خوابید و شهادتین را گفت و آنها دیدند که آقا مُرد. وی را این رو آن رو کردند و دیدند که واقعاً مرده است، برای اطمینان چند جای زیر پای آقا را با کبریت سوزاندند و دیدند که واقعاً جان داده است.
    پس از مدتی آقا نفسی کشید و نشست. همین که نشست فرمود: به شما نگفتم با من کاری نداشته باشید، چرا مرا از راه رفتن باز می داشتید؟ »

    :: زیارت واقعی

    « روزی آقا فرمودند: در منطقه جاسب قم گروهی از کشاورزان در زمان گذشته با شتر و قاطر به زیارت حضرت ثامن الحجج علیهم السلام مشرف می شوند و هنگام مراجعت و وارد شدن در محدوده جاسب پیرمردی از اهل محل را می بیند که در گرمای روز کوله باری از علف به دوش کشیده و با مشقت بسیار به خانه می رود، مسافرین مشهد مقدس که او را می بینند زبان به شماتت و سرزنش می گشایند که: پیرمرد، زحمت دنیا را ول کن نیستی، آخر بیا تو هم لااقل یک بار به مشهد مقدس سفر کن. و این سخن را تکرار و او را بسیار توبیخ می کنند.
    پیرمرد خسته و پاک دل زبان می گشاید و می گوید: شما که به زیارت آقا رفتید و به آقا سلام دادید، جواب گرفتید یا نه؟ می گویند: پیرمرد، این چه حرفی است که می زنی مگر آقا زنده است سلام ما را جواب بدهد؟!
    پیرمرد می گوید: عزیزان، امام که زنده و مرده ندارد، ما را می بیند و سخنان ما را می شنود، زیارت که یک طرفه نمی شود.

    آنان می گویند: آیا تو این عُرضه را داری؟ وی می گوید: آری، و از همان جا رو به سمت مشهد مقدس می کند و می گوید:« ألسلام علیک یا امام هشتم » و همه با کمال صراحت می شنوند که به آن پیرمرد به نام خطاب می شود که: علیکم السلام آقای فلانی »
    و بدین ترتیب زائرین همگی خجالت کشیده و پشیمان می شوند که چرا سبب دلشکستگی این مرد نورانی شدند. »

    :: ثبات قدم در دیانت

    « روزی آقا در ارتباط با ثبات قدم در دیانت و استمرار پرهیزکاری و تقوا فرمودند: یکی از علمای بزرگ و اهل معنی شخصی را در صحن مبارک حضرت امیر علیه السلام دید که از نهایت تواضع و ادب و ذلت در برابر مقام شامخ ولایت مولی الموحدین ایستاده و چنان سر به زیر و افتاده و خاضع بود که گویی با سر راه می رود. آن عالم عابد ربانی پیش آن مرد شریف و بزرگوار که عمرش از هفتاد به بالا بود رفت و از وضع حال و کیفیت زندگی او جویا شد. آن مرد شریف فرمود: از زمانی که پا به تکلیف گذاشتم تاکنون از روی عمد و دانسته گناه نکرده ام. البته آن طور مواظبت و دقت و مراقبت این گونه نتیجه را دارد. »

  • نظرات() 
    • تعداد صفحات :3
    • 1  
    • 2  
    • 3  
    صفحه شخصی علمدارکوچولوی آقا - گودرزی





    Powered by WebGozar


    آخرین پست ها


    نویسندگان


    نظرسنجی

    • كدوم یكی از گزینه های زیر رو برا خوشحالی امام زمان عج دوست داری انجام بدی؟؟







    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :

    اَبر برچسبها