:: هو العلیم 



بیان \"این عمار\" یادآور وقایعی تاریخی است. آنجا که علی(ع) با نام بردن از عمار

یاسر، ابن تیهان و ذوالشهادتین از کم کاری خواص گلایه کرد.

در ادامه مطلب آخرین خطبه امام علی (ع) را گذاشته ام تا عزیزان با خواندن و مقایسه آن بتوانند به تعدادی از سولات خود جواب دهند ....

...می گویند آخرین خطبه حضرت قبل از شهادت بوده است. خطبه ای که 

حکایت از یک سینه داغ و غصه داشت و خواصی که نشناختند علی را و 

نفهمیدند عظمت ولایت را و خویشتن را بر حقایق و رأی امام مقدم داشتند؛ 

علی از جهاد می گفت و آنان مشغول دنیایشان بودند و مشغول سیاست

بازی هایشان. فکر و ذکرشان تنها منافع سیاسی شان بود؛ حاضر نمی شدند

از خود هزینه کنند. سپر امام نبودند، گاه اگر فرصتی می شد تنها به تایید امام

و تصمیمات او بسنده می کردند! شاید اگر ولایتمداران امروز، در کوفه زمان 

علی ابن ابیطالب حضور داشتند، وضع به گونه ای دیگر رقم می خورد؛ اما آن 

روز غربت علی وصف ناشدنی بود.

حکایت عمار یاسر گفتن های علی ابن ابیطالب تکان دهنده است. کسی در 

اوج قدرت و این گونه سخن گفتن:

ما ضَرَّ اِخوانُنَا الَّذینَ سَفِکَت دِماؤُهُم و هُم بِصفّین الا یَکونوا الیَوم اَحیاء،

برادران ما که خونشان در صفین ریخته شد ضرر نکردند که اگر امروز زنده بودند،

یَسیغونَ الغَصَص و یَشربونَ الرنق

خوراکشان غم و غصه و نوشیدنی شان اندوه می شد

قَد والله لَقوا الله فَوَفاهم اُجورَهم واحلهم دارَ الامن بَعد خَوفهم

قسم به خدا در حالی خدا را ملاقات کردند که خدا اجرشان را به تمامی داد و 

بعد خوف آنها را ایمن گرداند

أینَ إخوانِیَ الّذینَ رَكِبوا الطَّریق ، وَ مَضَوا عَلى الحَقّ ؟

کجایند برادران من که راه حق را رفتند؟

أین عمّار، أین ابن تیهان، أین ذُو الشهادتین؟

عمار کجاست؟ ابن تیهان کجاست؟ ذوالشهادتین کجاست؟

أین نُظرائُهم مِن إخوانِهمُ الذینَ تَعاقَدُوا عَلى المُنیة و أبْردَ بِرؤوسِهم إلى 

الفَجَرة؟

و کجایند مثل عمار، مثل ابن تیهان، مثل ذوالشهادتین که در راه حق با هم 

عهد بستند و سرهایشان را برای ستمگران فرستادند؟

ثُمَّ ضَرَب علیه السلام بِیَدِهِ عَلى لِحیَتِهِ الشَّریفة الكریمة ، فَأطالَ البُكاء 

حضرت به اینجا که رسید به صورت خود زد و گریه ای طولانی کرد

ثُمَّ قالَ علیه السلام: 

سپس فرمود:

اَوه عَلی اِخوانی الَّذینَ تَلوا القُرآن فاحکُموه

آه از آن بردارانم که قرآن را خواندند و آن را حَکَم قرار دادند

وَ تَدبروا الفُرَضَ فاقامُوه

در واجبات اندیشیدند و با معرفت آن را برپا داشتند

اَحیُوا السُّنَّه و اَماتُوا البِدعه 

سنت ها را احیاء کردند و بدعت ها را میراندند

دُعُوا لِلجهاد فَاجابوا 

به جهاد دعوت شدند و آن را اجابت کردند

وَ وُثقوا بِالقائد فَاتبعوه

و به قائد و راهنمای خویش ایمان داشتند و از او تبعیت کردند

ثُمَّ نادی بِاَعلی صوته: الجهاد الجهاد عبادَ اللَّه، ألا و إنّی مُعسكرٌ فی یومی 

هذا، فَمَن أراد الرَّواح إلى اللَّه فَلْیَخرجُ

سپس با صدای بلند فرمود: جهاد! جهاد! ای بندگان خدا! که امروز من آماده ام 

و هر که قصد خروج الی الله دارد با من بیاید...

اکنون اما اگر چه سخن از همان رسالت عمار است اما قطعا شرایط با آن 

روزها تفاوت دارد. اینجا دیگر کوفه نیست. و این تحقق همان نگاه روشن امام 

است که بسیجیانش را برتر از اصحاب علی(ع) و سیدالشهدا(ع) می دانست. 

امروز اگر چه صحنه، صحنه صفین است و حقایقی ناگفته مانده است؛ اما

بسیارند کسانی که در دفاع از حریم ولایت جان بسپارند و انگار حماسه 9 دی 

تجلی همین معنا بود؛ تجلی بیعتی دوباره با آرمان ها و نظام.

اکنون سخنان رهبر انقلاب اتمام حجتی است برای خواصی که هنوز عقب تر از
 
مردم و دانشجویان و طلاب حرکت می کنند؛ آنان که هنوز با تردید سخن می 

گویند و عماروار به مواجهه با جبهه باطل نمی شتابند. علی امروز به اندازه 

کافی یاور دارد اما کلامش اتمام حجتی است که در آینه آن می توان دلسوزی 

برای خواص را دید. و امروز روزی است که همه باید عمار باشند.