هو العلیم ::


 

2-     ایجاد بی تفاوتی در جامعه:

یکی از پیامدهای جریان شوم نفاق در جامعه دینی، ظهور طبقه جدیدی از قاعدین و بی تفاوت ها می باشد. بحران حقانیت و مشروعیت، جامعه را به تفرقه و بیراهه کشانیده و گروه دیگری را نیز به کناره گیری و بی تفاوتی سوق می دهد.

در خصوص این رهاورد جریان نفاق، حضرت امیر(علیه السلام) می فرمایند: " منافق گمراه کننده، خطا کار و مشوق خطاکاری است".(23)

ظهور جریان قاعدین و بی تفاوت ها در واقع نوعی ریزش در جامعه دینی و تداوم بحران حقانیت و مشروعیت است."ابوموسی اشعری" یکی از مصادیق تاریخی و بارز جریان قاعدین می باشد . او که تحت تأثیر القائات عایشه و وجاهت وی قرار گرفته بود، هنگامی که امام حسن (علیه السلام) به همراه "عمار" به کوفه آمدند تا برای مقابله با فتنه ناکثین مردم را بسیج نمایند، با سوء استفاده از صحابی بودن و عنصر وجاهت خطاب به مردم گفت:"صحابه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از غیر صحابه به رسول او نزدیکترند.شما بر گردن من حقی دارید که باید آن را ادا کنم.این فتنه، یک فتنه کور است و لذا در این فتنه انسان خواب بهتر از بیدار و نشسته بهتر از ایستاده و ایستاده بهتر از رونده و رونده بهتر از تلاش کننده و تلاش کننده بهتر از سواره است.پس شمشیرهای خود را غلاف کنید تا فتنه روشن گردد".(24)

در آن زمان "سعد ابن مالک"و "عبدالله ابن عمر" نیز از جمله کسانی بودند که بی تفاوتی و کناره گیری را بر مقابله با جریان نفاق ترجیح دادند."حارث ابن حوط" نیز که اسیر بحران حقانیت شده بود، از امام علی (علیه السلام) در خواست کرد که مانند "سعید ابن مالک" و "عبدالله ابن عمر"، قعود را بر قیام ترجیح دهد.

حضرت پاسخی به او دادند که مشخص می کند که قاعدین و بی تفاوتی ها نمی توانند الگوی خوبی در دوران تأویل برای مقابله با نفاق باشند و مؤمنان حقیقی و راستین نباید فریب سخنان ظاهرالصلاح تجدید نظر طلبان را خورده و در دام فتنه های نفاق بیفتند .

حضرت امیر (علیه السلام) در پاسخ "حارث ابن حوط" می فرمایند:"عبدالله و سعید حق را تنها گذاشتند و باطل را یاری نکردند. اینان چگونه می توانند امام و پیشوای خیر باشند تا پیروز شوند".(25)