:: هو العلیم



2. تأكید بر روش توصیفى

از روش‏هاى جالب توجّه قرآن تأكید بر صفات و ویژگى‏ها و عدم اصرار بر ذكر نام اشخاص است. شاید حكمت این روش توجّه دادن امت به صفات و ویژگى‏هاى خوب و بد در طول زمان است تا بر اساس اوصاف ذكر شده به شناخت اشخاص و تطبیق صفات بر آنان بپردازند و اهمّیّت و جایگاه اشخاص را با میزان صفات تجلى یافته در آنان بسنجند.

روش بیان «توصیفى»، به قرآن شادابى و تازگى و دوام مى‏بخشد زیرا در هر قطعه‏اى از زمان زمینه تطبیق افراد و جوامع بر شاخصه‏هاى ذكر شده در قرآن فراهم مى‏شود و امكان دستیابى به داورى قرآن در مسائل نو و فتنه‏هاى فردى و اجتماعى تأمین مى‏گردد. قرآن «كلام فصل» است- «إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْل» 4- و بین حق و باطل تمییز مى‏دهد و راهنماى انسان در فتنه‏ها است چنان كه پیامبر (ص) فرمود: «هنگامى كه فتنه‏ها چون پاره‏هاى شب تاریك شما را فرا گرفت، به قرآن روى آورید» از سوى دیگر، حكومت شایستگان نیاز همیشگى جوامع دینى است و به بخشى از امت اسلامى و یا قطعه‏اى خاصّ از تاریخ، اختصاص ندارد.

براى راهنما و فصل الخطاب شدن در گستره‏اى چنین پهناور، بیان شاخصه‏ها و شایستگى‏ها و ویژگى‏هاى صالحان و مفسدان و حق و باطل و خوب و بد بهترین راه شمرده مى‏شود. بدین سبب، قرآن جز در موارد ضرورى از بردن نام مؤمنان، منافقان، حواریون، پادشاهان، مترفان و صرف نظر كرده است تا مخاطبان قرآن به صفات و ویژگى‏ها و نه نام‏ها توجّه كنند و امكان بهره‏گیرى‏هاى نو از قرآن فراهم شود.

بنابراین، شیعه معتقد است مسلمانان در آیات بسیارى به ائمه اطهار (ع) رهنمون شده‏اند و وظیفه دارند با تطبیق ویژگى‏هاى یاد شده در قرآن، امام خود را بشناسند و پاسخ نیازهاى دینى، اجتماعى و سیاسى خود را از درگاه آنان جویا شوند. بر اساس همین نكته مهم، امام باقر (ع) مى‏فرماید: «مَنْ لَمْ یَعْرِفْ امْرَنا مِنَ الْقُرانِ لَمْ یَتَنَكَّبِ الفِتَنْ». هر كس امر ولایت ما را از قرآن به دست نیاورد نمى‏تواند از فتنه‏ها مصون ماند.»

در این روایت دو نكته قابل تأمل مى‏نماید:

1. امر ولایت اهل بیت (ع) در قرآن وجود دارد و توصیفات موجود در قرآن ما را به امامان معصوم رهنمون مى‏شود. اگر به راستى از سر تحقیق و بدون هیچ گونه اعوجاج و كج فهمى سراغ آیات رویم، نشانه‏ها و صفات و ویژگى‏هایى كه براى امامان بیان شده ما را به دوازده معصوم (ع) هدایت خواهد كرد.

پس امر ولایت امامان شیعه را مى‏توان از قرآن استخراج كرد. البته همان گونه كه پروردگار در تمام آفریده‏ها تجلى كرده است و تنها شایستگان از توان مشاهده برخوردارند، شناخت امر ولایت اهل بیت (ع) از آیات نیز به خواست و طلب و ذوق و سلامت نیازمند است.

2. شیعیان ممكن است از راه‏هاى گوناگون به امر ولایت امامان دست یابند، امّا با توجّه به اهمّیّت و مرجعیت قرآن كسانى از فتنه‏ها و شبهه‏ها و افراط و تفریطها رهایى مى‏یابند كه معرفت به ولایت و شؤون آن را از قرآن گرفته باشند. در غیر این صورت، در فتنه‏هاى ناشى از افراط و تفریط سقوط خواهند كرد.

به همین جهت مفسران و علماى بزرگ شیعه بخش عمده‏اى از تلاش عالمانه خود را به اثبات ولایت و شؤون آن معطوف داشته‏اند و ولایت امامان شیعه (ع) را به آیات الاهى مستند ساخته‏اند. تلاش و تألیف‏هاى آنان ذیل آیاتى چون «اولى الامر»، «ذوى القربى» «ولایت»، «اكمال دین»، و فراوان به چشم مى‏خورد. این بحث را با حدیثى از امام صادق (ع) پایان مى‏دهیم: «اگر قرآن آن‏گونه كه خدا خواسته و نازل كرده تلاوت شود و مورد تدبر قرار گیرد، هر آینه ما را با نشانه‏هاى ارائه شده‏اش خواهید یافت.» 5

بنابراین، باید با نگاه جست‏وجوگر در آیاتى كه صفات و ویژگى‏هاى رهبران و اولیاى امور را بیان مى‏كند، نام‏هاى اهل بیت (ع) را استخراج كرد. شیعه افتخار دارد كه رهبرانش را با استناد به اصول قرآنى برگزیده است. 6 و 7 و 8


 (4) 1.» انَّ رسول اللَّه نزلت علیه الصلوة و لم یسمّ لهم ثلاثاً و لا اربعاً حتّى كان رسول اللّه هو الذَّى فسَّر لهم ذلك و نزلت علیه. الزَّكاة و لم یسمِّ لهم من كلِّ اربعین درهماً درهمٌ، حتّى كان رسول اللّه) ص (هو الَّذى فسَّر ذلك لهم و نزل الحجُّ فلم یقل لهم طوفوا اسبوعاً حتّى كان رسول اللّه) ص (هو الَّذى فسَّر ذلك لهم و نزلت» اطیعو اللَّه و اطیعوا الرَّسول و اولى الأمر منكم «و نزلت فى علىٍّ والحسن و الحسین، فقال رسول اللَّه) ص (فى علىٍّ: من كنت مولاه و قال) ع (اوصیكم بكتاب اللّه و اهل بیتى فانّى سألت اللَّه عزَّوجلَّ ان لا یفرّق بینهما حتىَّ یوردهما علىَّ الحوض فأعطانى ذلك «اصول كافى، ج 2، ص 71.

 (5) 2.» انّك رجلٌ احمقٌ اتجد الظُّهر فى كتاب الله اربعاً لایجهر فیها بالقراءة؟- ثمَّ عدَّد علیه الصَّلاة و الزَّكاة و نحو هذا ثمَّ قال:- اتجد هذا فى كتاب الله مفسَّراً انَّ كتاب اللَّه تعالى ابهم هذا و انَّ السُّنة تفسِّر هذا «التفسیر و المفسران، استاد معرفت، ج 1، ص 182.

 (6) 3. قیامت (19- 17) : 75.

 (7) 4. طارق (14) : 86.

 (8) 5. تفسیر عیاشى، ج 1، ص 13.