:: هو العلیم



موارد و مصادیقی كه انسان مورد ابتلا و آزمون الهی قرار می گیرد چگونه است و آیا می توان تمامی حالات مختلف و فراز و فرودهای زندگی را در زمره آزمون های الهی قرار داد؟



پاسخ:
به طور كلی حقیقت امتحان، انجام كاری است تا در پرتو آن نهاد و نهان انسان آشكار شود. آزمون های الهی برای پیشبرد امور و تكامل امتحان شوندگان، آشكار شدن درون و نیز ظهور شایستگی های آنان برای دیگران است. بنابراین با توجه چنین رویكردی، انسان مومن در این دنیا، همواره در حال آزمون است، زیرا امتحان خداوند، مشروط به زمان و حالتی خاص نیست. فتح و هزیمت، فرج و شدت، ضراء و سراء، بیماری و تندرستی و... همه برای مومن بستر آزمون است. در جهان طبیعت همه چیز، حتی آثار و نتایج دنیایی اعمال انسان كه در این جهان به او می رسد، می تواند بستر آزمون الهی باشد، نه به عنوان پاداش محض، زیرا دار جزای صرف فقط قیامت است؛ پس چنین نیست كه خدای سبحان همواره برای آزمودن انسان، او را در كوره ناملایمات امتحان نماید، بلكه گاه برای این منظور او را در بستر پرنیان و خوشی ها می نوازد و می پروراند و مورد آزمون الهی خود قرار می دهد. امتحان به سراء و خوشی از امتحان به ضراء و ناخوشی، دشوارتر است؛ زیرا آنكه گرفتار فقر و بیماری و مانند آن است غالبا به سبب آگاهی از ابتلای خود، ذاكر و صابر است. اما كسی كه در گشایش و آسایش است چون غالبا نمی داند كه به دارایی و سلامتی و مانند آن مبتلاست روزگار را به غفلت می گذراند و در حال سرمستی و سرخوشی، سركشی می كند.

خدای سبحان هر یك از خیر و شر را وسیله آزمون انسان اعلام كرده است:
«ونبلوكم بالشر و الخیر فتنه » (انبیاء-53) شاهد بر اینكه مراد از «شر» در این آیه شریفه بیماری و مانند آن است. و گفته اند علی(ع) به هنگام بیماری، در پاسخ عیادت كنندگانی كه حال آن حضرت را جویا شدند فرمود: «اصبحت بشر» و آنگاه كه آن گروه را از این سخن شگفت زده دید، در پاسخ برای رفع تعجب آنان به آیه شریفه مذكور استشهاد فرمود. بنابراین بیماری و مانند آن، شر نسبی و سلامتی و مانند آن، خیر نسبی است و هر دو جهت می تواند محور آزمون الهی قرار گیرد.
خدای سبحان در آیه 168 سوره اعراف شبیه بیان مزبور را فرموده اند: ما آنان را به حسنات و رفاه، و سیئات و رنج آزمودیم. گاه آنان را نعمت دادیم، شاید شكرگزاری كنند و گاه نعمت را از آنان ستاندیم، شاید از صابران باشند «وبلونا هم بالحسنات و السیئات لعلهم یرجعون». این دو امتحان، در آیات دیگر این گونه بیان شده است كه بهره مندی و رفاه، نشان تكریم و گرامی داشت نبوده، تنگی معیشت و ناداری نیز دلیل بر تحقیر كسی نیست، بلكه آزمون الهی است تا در سایه آن صابران از ناشكیبایان و نیز شاكران از ناسپاسان بازشناخته شوند. بنابراین اولیای الهی نه فقدان و فقر و نداری آنان را اندوهگین می كند و نه ثروت و دارایی آنان را فرحناك می سازد زیرا هر دو عرصه و شرایط را بستر آزمون الهی می دانند. «لكیلا تاسوا علی مافاتكم ولا تفرحوا بما اتاكم» (حدید-32). اما جاهلان، انعام و اطعام ظاهری خداوند را اكرام و سربلندی و عدم آن را تحقیر و اهانت می پندارند. «فاما الانسان اذا ما ابتلیه ر به فاكرمه و نعمه فیقول ربی اكرمن، و اما اذا ما ابتلیه فقدر علیه رزقه فیقول ربی اهانن. كلا» (فجر-51تا 71) در حالی كه طبع روزگار كه تحت تدبیر حكیمانه خداوند است هیچگاه بر یك چهره نبوده، این گونه امور بر اثر تغییر و تحول ایام، تبادل می یابد «و تلك الایام نداولها بین الناس» (آل عمران-140)