:: هو العلیم



دسته بندی منافقین:

به طور کلی تاریخ اسلام دو دوره "تنزیل" و "تأویل" را شامل می گردد که جریان نفاق در هر دو برهه،به عنوان یک صف بندب درونی،در جامعه دینی فعال بوده و می باشد.

دوران تنزیل،دوره ی نزول قرآن و زمان مبارزه با دشمنانی است که می خواهند از پیدایش دین ممانعت بعمل آورند.در این دوره جامعه دینی با دو دسته از منافقین مواجه گردید:یک دسته "منافقین پنهان" و دسته ی دیگر "منافقین محارب".

حضرات آیت الله العظمی خامنه ای در دسته بندی منافقین،آنان را به سه دسته کلی  تقسیم می نمایند و در توضیحاتی پیرامون "دسته اول منافقین" می فرمایند:دسته اول منافقین،ابتدای ورود پیامبر (صلی الله علیه و آله) به مدینه هستند.کسانی بودند که یا اسلام نیاوردند و یا بعضی ایمانی از روی احساسات به اسلام آوردند.ولی اعتقاد به اسلام و پیامبر (صلی الله علیه و آله) در دل آنان عمقی نداشت و با یک تکان،ایمان ضایع شد.اینها کسانی بودند که در قرآن از آنان با "فی قلوبهم مرض..." در اول سوره بقره صحبت می شود.اول کار،همه نوعی ایمان آوردند (مگر تعدادی).لکن همه ایمان قوی نداشتند.توده ی مردم،انسان هایی سالم و بی غل و غش،ایمان مثل نوری در دلشان افتاد و رشد کرد،مستحکم شد.ولی در قلوب مریض،افراد خودخواه،لاابالی و انسانهایی که به فکر هیچ چیز نبودند،بذر ایمان در دل اینها پا نگرفت،ایمان آنها ضعیف بود،عمق پیدا نکرد،ارتباط عمیق با یهود هم نگذاشت ایمان آنها مستحکم شود.در باطن ایمان را از دست دادند و یا از اول نداشتند،ولی جرأت نمی کردند اظهار کنند.فضای مدینه،ایمان پرنور جوانان،آیات قرآن،وحی،مسائل پر هیجان،فضای مدینه را قبضه کرده بود.کسی جرأت اظهار بی ایمانی نداشت".(5)

این دسته از منافقین در مدینه در واقع نقش ستون پنجم را برای یهود،کفار و قریش ایفا می کردند.آنان با ارتباط عمیق با یهود،ضمن احداث مسجد ضرار (آسیب زننده)،از طریق یک توطئه مشترک با سرکردگان یهود از جمله "ابو عامر" سعی داشتند انسجام مسلمانان را از درون متلاشی نمایند که خداوند از طریق وحی،پیامبر (صلی الله علیه و آله) را از این توطئه آگاه کرد.پیامبر نیز دستور دادند که مسجد ضرار را تخریب و حتی ویرانه ی آن را نیز به آتش بکشانند.

سرکرده منافقین دسته ی اول در مدینه،فردی به نام "عبدالله ابن ابی" بود که با جماعتی معلوم الحال،به دفعات سعی نمود به حکومت نوپای دینی ضربه بزند.یکی از این دفعات در ماجرای جنگ احد رخ داد و او نیروهای خود را که تقریبا یک سوم جمعیت سپاه اسلام بود،به بهانه ای واهی در شوط (میان مدینه و احد) به مدینه باز گرداند.این انشعاب ضرباتی را به مسلمان وارد نمود.

در ماجرای غزوه بنی المصطلق نیز عبدالله ابن ابی و منافقین همراه او در حال طراحی توطئه ی بیرون نمودن پیامبر (صلی الله علیه و آله) از مدینه بودند که نوجوانی از انصار به نام "زید ابن ارقم" سخنان آنان را شنید و به اطلاع حضرت رساند.پیامبر (صلی الله علیه و آله) "عبدالله ابن ابی" را احضار و توطئه منافقانه ی او را به وی گوشزد نمودند.او "زید ابن ارقم" را به دروغ گویی متهم کرد و با قسم های غلاظ و شداد،منکر طرح های توطئه آمیز خود شد.خداوند سوره "منافقون" را در رابطه با این دسته از منافقین نازل فرمود.

"منافقین محارب"، دسته ی دیگری از جریان نفاق در دوران تنزل می باشند که علیه پیامبر (صلی الله علیه و آله) و حکومت دینی اعلام جنگ مسلحانه نمودند.رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیان دسته بندی جریان نفاق،منافقین حربی را منافقین دسته سوم می نامند و در خصوص آنان می فرمایند:"دسته سوم،منافقینی هستند که در مدینه ایمان آوردند،دچار لغزش های مؤمنانه شدند،خود را حفظ نکردند،رفتند و در یمامه با پیامبر (صلی الله علیه و آله) اعلام جنگ کردند و شدند منافقین محارب".(6)


5 و 6 - سخنرانی مقام معظم رهبری در لشكر 10 سید الشهدا ع سال 77