:: هو العلیم





سه - فایده

آمده اند پیش رسول خدا :

وَمِنْهُمْ مَنْ یقُولُ ائْذَنْ لِی وَلَا تَفْتِنِّی (سوره توبه / آیه 49)

بعضی از آنها می‌گویند: «به من اجازه بده به جنگ نیایم ، و مرا با بردن در صحنه جهاد به فتنه مینداز!».

این حرف منافقان است! اما عالم را سنتی دیگر است:

أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یتْرَكُوا أَنْ یقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یفْتَنُونَ  وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیعْلَمَنَّ الْكَاذِبِینَ (سوره عنکبوت / آیات 2و3)

آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها می‌شوند و در فتنه (آزمایش) نخواهند شد؟!  ما کسانی را که پیش از آنان بودند را مورد «فتنه» (آزمایش) قرار دادیم (و اینها را نیز امتحان می‌کنیم)؛ باید علم خدا درباره کسانی که راست می‌گویند و کسانی که دروغ می‌گویند تحقق یابد!

انعکاس سه

علمای لغت نوشته اند: «در اصل، فتنه به معنی گداختن زر در بوته است برای به دست آوردن عیار آن». هر ماده را در آتش «فتنه»، آستانه تحملی است،چنانکه هر انسان را. طلای ناخالص را در آتش می برند تا ناخالصی هایش -که تاب کمتری دارند در مقابل حرارت دارد- ذوب شوند و فلز، کوچک تر ولی خالص تر گردد. انقلاب اسلامی، طلای ناخالص زمانه است که این روند خالص سازی را در این 30 سال با سرعتی باورنکردنی طی کرده است. این فتنه های گوناگون و پشت سر هم ، که مرحله به مرحله مقداری از ناخالصی های «چسبیده تر» به طلای انقلاب را از آن جدا کرد، گویی دوره فشرده ی روندی بوده به طول قرنها.

هر بار امتحانی پیچیده تر، آمیخته تر شدن باطل به حق، سخت تر شدن تشخیص ظاهر و باطن دین، سقوط عده ای از خواص، و بالا رفتن عیار طلای انقلاب. کمربندها را محکم ببندیم که این روند همچنان ادامه خواهد داشت. «با علی در بدر بودن شرط نیست، ای برادر نهروان در پیش رو ست»... جدا شدن عده ای از انقلاب، اقتضای فتنه است، و فتنه خود اقتضای گلچین شدن مردان ناب –بدون ناخالصی-، برای آن اتفاق بزرگ آخرالزمان که تمام هویت انقلاب اسلامی زمینه سازی برای آن است. فتنه را این طور هم باید دید؛ «او» منتظر بالا رفتن عیار ماست...



ادامه دارد



::  این مقاله، در ویژه نامه حوادث پس از انتخابات نشریه «انعکاس» بسیج دانشجویی امیرکبیر به عنوان سرمقاله منتشر شده است.